تبليغاتX
آژانس شیشه ای
بازخواني فرامين رهبر معظم انقلاب:
 
آن روزى كه رابطه‌ با آمریکا مفيد باشد
 اول كسى كه بگويد رابطه را ايجاد بكنند، خود بنده هستم
«حالا مي نشينند آقايان وراجى كردن و حرف زدن و استدلال كردن، كه نبود رابطه‌ى با آمريكا براى ما مضر است. نه آقا! نبود رابطه‌ى با آمريكا براى ما مفيد است. آن روزى كه رابطه‌ى با آمريكا مفيد باشد، اول كسى كه بگويد رابطه را ايجاد بكنند، خود بنده هستم.»
 با توجه به اظهارات اخير آقاي هاشمي رفسنجاني درباره ضرورت تجديدنظر در قطع رابطه با آمريكا، بازخواني فرامين صريح رهبر معظم انقلاب، پاسخي محكم به اينگونه اظهارات است.

مقام معظم رهبري در دیدار دانشجويان دانشگاه‌هاى استان يزد در تاريخ 13/10/1386 به صراحت و به طور مستدل به حاميان مذاكره و رابطه با آمريكا پاسخ دادند.

ايشان فرمودند: "ما يكى از سياستهاى اساسى‌مان قطع رابطه‌ى با آمريكاست. هرگز هم نگفتيم ما تا ابد قطع رابطه خواهيم بود؛ نه، هيچ دليلى ندارد كه تا ابد قطع رابطه با هر كشورى، با هر دولتى داشته باشيم.

مسئله اين است كه شرائط اين دولت به گونه‌اى است كه رابطه‌ى با او براى ما ضرر دارد. انسان رابطه را با هر كشورى به دنبال تعريف يك منفعتى ايجاد ميكند؛ آنجائى كه براى ما منفعت ندارد، دنبال رابطه نميرويم؛ حالا اگر ضرر داشت، به طريق اولى‌ دنبال رابطه نميرويم.

رابطه‌ى سياسى با آمريكا براى ما مضر است. اولاً خطر آمريكا را كم نميكند. آمريكا به عراق حمله كرد؛ در حالى كه با هم رابطه‌ى سياسى داشتند، سفير داشتند؛ اين آنجا سفير داشت، آن هم اينجا سفير داشت.

رابطه كه خطر جنون‌آميز و سيطره‌طلبانه‌ى هيچ قدرتى را از بين نميبرد. ثانياً وجود رابطه براى آمريكائى‌ها - نه امروز، هميشه اينطور بوده - وسيله‌اى بوده است براى نفوذ در قشرهاى مستعد مزدورى در آن كشور. انگليسى‌ها هم همين طور بودند. انگليسى‌ها هم در طول ساليان متمادى سفارتخانه‌شان مركز ارتباط با سفلگان ملت بود؛ كسانى كه حاضر بودند خودشان را به دشمن بفروشند. سفارتخانه‌ها يكى از كارهايشان اين است.

در همين قضايائى كه حدود هفده هجده سال پيش در چين اتفاق افتاد و جنجال فوق‌العاده‌اى شد، سفارت آمريكا محور و مركز اداره‌ى آشوبها و اغتشاشها بود. اينها اين خلأ را در ايران دارند؛ احتياج به پايگاه دارند، و پايگاه ندارند؛ اين را ميخواهند. احتياج به رفت و آمد آزاد و بى‌دغدغه‌ى مأموران جاسوسى و مأموران اطلاعاتى‌شان و ارتباطات نا مشروع آنها با عناصر سفله و مزدور دارند؛ اما اين را ندارند.

ارتباط، اين را براى آنها تأمين ميكند. حالا مينشينند آقايان وراجى كردن و حرف زدن و استدلال كردن، كه نبود رابطه‌ى با آمريكا براى ما مضر است. نه آقا! نبود رابطه‌ى با آمريكا براى ما مفيد است. آن روزى كه رابطه‌ى با آمريكا مفيد باشد، اول كسى كه بگويد رابطه را ايجاد بكنند، خود بنده هستم.

ميگويند: چرا جلب دشمنى آمريكا را ميكنيد؟ مثلاً فرض كنيد حالا رئيس جمهور تعبير تندى ميكند، ناگهان آقايانِ به اصطلاح عقلا ميگويند اين تعبير تند بود؛ اين دشمنى آمريكائى‌ها را جلب ميكند. نه آقا! دشمنى آمريكائى‌ها تابع اين الفاظ و تعبيرات نيست. دشمنى، دشمنىِ اصولى است.

اين دشمنى در زمانهاى مختلف بوده. از اول انقلاب تا حالا دشمنى بوده - حالا بحث خطر حمله‌ى نظامى را بعد يك جمله‌اى عرض خواهم كرد - حداقل در طول هجده سال اخير، يعنى از بعد از پايان جنگ تحميلىِ هشت ساله تا امروز، هميشه اين خطر وجود داشته؛ يعنى هميشه ملت ايران تهديد ميشده، كه ممكن است اينها حمله‌ى نظامى بكنند؛ مال امروز نيست.

آن چيزى كه ميتواند خطر دشمن را ضعيف كند، نمايش قدرت شماست، نه نمايش ضعف شما. نمايش ضعف شما دشمن را تشجيع ميكند. آن چيزى كه ممكن است جلوى خودسرى و خودكامگى دشمن را بگيرد، اين است كه احساس كند شما قدرتمنديد. اگر احساس كند ضعيفيد، بدون مانع، هر كارى كه بخواهد بكند، ميكند".
+ نوشته شده توسط در جمعه هجدهم فروردین 1391 و ساعت 3:43 |
 

                                نامه‌  یاسر جبرائیلی به خاتمی


به دنبال افشاي جزئیاتی از مبالغ دریافتی «سید محمد خاتمی» از کشورهای عربی در رابطه با فتنه 88،‌و نیز افشاي فیلم و عکس حضور عطاءالله مهاجرانی تئوری پرداز دولت خاتمی و وزیر ارشاد وی در دربار سعودی، «سید یاسر جبرائیلی»‌ نویسنده کتاب «سودای سکولاریسم» که به جریان شناسی سکولاریسم در ایران بر مبنای زندگی و کارنامه «سید محمد خاتمی» پرداخته است،‌ در نامه ای سرگشاده از خاتمی خواست تناقض ادعاهای «استبدادستیزی» سران اصلاحات و «سعودی ستایی» آنان را حداقل برای حامیانش حل کند.
متن این نامه به شرح زیر است:

 


جناب آقای خاتمی
سلام علیکم

از آنجا که قریب به دو سال در زندگی سیاسی شما کنکاش کرده و همه را در کتاب «سودای سکولاریسم» گرد آورده‌ام،‌ برای نوشتن و گفتن دیگر سخنی جدید ندارم. پیشتر گفته‌ام که کتابی کاملا با متدولوژی علمی نگاشته‌ام و درباره آنچه سند ندارم،‌ خیالبافی نکرده‌ام، به گونه ای که به جرئت مدعی‌ام هیچ فرد منصفی ایرادی بر محتوا و پیام کتاب نخواهد گرفت. اما حتما قبول دارید که برای نویسنده‌ای چون من، پرسش های فراوانی از ناگفته های زندگی چون شمایی پیش آمده که کاش می شدپاسخ آنها را از زبانتان بشنوم؛ سوالاتی که حاصل حیرت‌زدگی‌های من حین نگارش روزها و ماه‌های پر رمز و راز زندگی شماست.
شاید اگر اتفاقی که در «الجنادریه» عربستان افتاد،‌ پیش نمی آمد و آن عکس‌ها و فیلم‌ها به بیرون درز نمی کرد،‌این سطور نیز هیچ گاه نگاشته نمی شد. اما ضیافت شام ریاض مرا بر آن داشت که تنها بخشی از پرسش هایم را روی کاغذ بیاورم و سر این نامه نیز بگشایم تا بلکه هم من و هم خوانندگان «سودای سکولاریسم»‌پاسخی در خور از سوی شما دریافت کنیم.


آقای خاتمی!
در جای جای زندگی شما آنچه دیدم سخن از «استبداد ستیزی» بود. شما در جایی حتی جامعه ایران را نیز استبداد زده خوانده و گفته بودید «استبدادزدگی درد مزمن و مشترک جامعه ما است». شما حتی از اینکه سکولاریسم در ایران بد فهمیده شده و مبدل به دین ستیزی گشته،‌ انتقاد کرده و نوشته بودید «متاسفانه حتی مفاهیم غربی هم، وقتی به یک فضای استبداد زده پای می نهند، تحریف هم می شوند و این که در این مسیر سکولاریسم نیز مبدل به دین ستیزی می شود، از این قاعده برکنار نیست». شما مشروعیت همه حکومت ها را برآمده از «مردم» می دانید. جنابعالی دایره آزادی را چنان گسترده می دانید که حتی معتقدید آزادی باید از دین سوال کند و دین پاسخگو باشد. هر چند شاید در مقام نظر با این سخنان شما مخالف باشم و حجت ارائه کنم و کرده‌ام، اما بی تردید قبول خواهید کرد تصویری که در ذهن همه مخاطبان این سخنان،‌ از شما نقش بسته، فردی است که آزادی را و مردم را اولی ترین مقدسات خود می شمارد و به هیچ قیمتی حاضر به چشم پوشی از آنها نیست. اما کاش این تصویر را خدشه دار نمی کردید. هر چند به عقیده من در تفسیر آزادی افراط کرده و مرزهای دین را نیز درنوردیده بودید،‌اما کاش همین یک تصویر از شما به یادگار می ماند. به ما بگوئید که شما،‌ این  قدیسه آزادی و استبداد‌ستیزی، هم‌پیمان و زرخرید آل خلیفه و آل سعود نبوده‌اید و همه آنها که می گویند خاتمی از حکام عرب اعانه گرفته است،‌ خلاف واقع می‌گویند. سکوت بشکنید و بگوئید خاتمی هرچند نظام ولایی و مشروعیت الهی حکومت را نمی پذیرد و مخالف نظام سیاسی کنونی ایران است،‌اما هرگز به آستان الهه‌های استبداد دوران،‌ برای درهم و دیناری متوسل نمی شود. «عطاءالله مهاجرانی» را عتاب کنید که «زینت الوزرا»‌ و افتخار دولت شما حق نداشته است به ضیافت مظهر استبداد برود و شراب های رنگین به خون مردم بحرین و عربستان سربکشد.

آقای خاتمی!
رسانه ها نوشته اند خاتمی برای حادثه تروریستی نروژ پیام تسلیت صادر کرده و افراطی گری را محکوم می کند اما در مقابل قتل عام شیعیان بحرین  و مسلمانان یمن سکوت می کند. چرا پاسخ این دروغ‌ها را نمی دهید؟ حامیان شما چگونه باور کنند سخن کسانی را که در گوش ها زمزمه می کنند زبان خاتمی را درهم و دینار آل خلیفه و آل سعود بسته است. بگوئید که ماجرای کمک گرفتن از غربی ها برای ساقط کردن جمهوری اسلامی فرق می کند؛ به حامیانتان بگوئید که پیشتر گفته اید «هر ملتی که عزم پویایی و تعالی کرده باید از متن تمدن غرب بگذرد»‌ و همین توجیه کافی است که برای آوردن دموکراسی به ایران،‌منادیان آزادی از غرب به عنوان مظهر تمدن کمک بگیرند. اما اجازه ندهید که بگویند روشنفکر خیانت کار است و برای او رسیدن به قدرت مهم است و در این راه، در مقابل همه چیز و همه کس تسلیم می شود، ‌حتی اگر این کسان، دشمنان درجه یک روشنفکری یعنی مستبدان عالم باشند. خاموش کنید صدای کسانی را که می گویند روشنفکران ایرانی همه از تبار «حسن تقی زاده» اند؛ همو که پدر روشنفکری بود و همه حرف های خاتمی و یارانش را درباره آزادی و استبداد ستیزی و غربی شدن با ادبیاتی غلیظ تر از اینان زده بود و در نهایت، ‌برده زر خرید و غلام حلقه به گوش آستان استبداد رضاخانی شد. به آنها که شما را مظهرآزادی‌ دوستی و دموکراسی‌ خواهی می دانند، ندا دهید که پای معامله با استبداد ننشسته اید. دیدن اما نخواندن این سخنان، شنیدن اما گوش نکردن به آن ممکن نیست. تکان می دهد وجود آدمی را و به لرزه می افکند اندام بشریت را این سخنان که خاتمی در خفا به کشورهای عربی رفته و برای زمین زدن ولایت فقیه از حکام عربی اعانه گرفته است؛‌یا این خبر که تئوری پرداز دولت خاتمی، رئیس بنیاد باران خاتمی،‌ علنا به دستبوسی آل سعود می رود و برای براندازی جمهوری اسلامی از او درهم و دینار می گیرد خاتمی،‌این نماد استبدادستیزی و مردم دوستی و دموکراسی خواهی،‌خم به ابرو نیاورده و با سکوتش کار یار دیرینه اش را تائید می کند.


آقای خاتمی!
در طول نگارش کتاب «سودای سکولاریسم»‌وقتی با کسانی بحث می کردم که محبت شما در دلشان بود، و می گفتم که همین خاتمی در دهه 60 حتی مشروعیت قانون را از رهبری دانسته و اینگونه از نظام ولایی دفاع کرده، می گفتند هر انسانی تغییر می کند و عقاید و باورهای خاتمی تغییر کرده و امروز، ‌سید محمد خاتمی معتقد است هر نهادی سیاسی باید بر مبنای رای اکثریت بنا شود. من حقیقتا پاسخی نداشتم و می گفتم بله! ممکن است افراد تغییر کنند و بر سر عقاید جدید! شما با آنان محاجه کرده ثابت می کردم حرف شما با اسلام سازگار نیست؛ امروز اما همان حامیان شما سرافکنده اند. حتی نمی توانند محکم ایستاده و بگویند خط قرمز خاتمی آزادی و دموکراسی لیبرال است. شنیده اند و دیده اند که خاتمی و تئوری پرداز دولتش،‌زینت الوزرایش پای معامله با مظاهر مردم ستیزی نشسته اند. محکم بایستید و فریاد زنید که این اخبار کذب است،‌چه،‌تکذیبیه های پرابهام و بدسابقه دفترتان کفایت توجیه حامیان را نخواهد کرد. یادتان هست در دهه 60 و در هنگامه کشتار زائران ایرانی به دست آل سعود چه مواضع تندی علیه این مستکبران عالم گرفتید؟ کاش همچنان برای حامیانتان به عنوان یک قدیسه آزادی و حامی سرسخت دموکراسی لیبرال باقی می ماندید.


آقای خاتمی!
در پایان نامه پر تمنایم، نکته ظریفی نیز دارم. هر چند خبر ملاقاتتان با حکام عرب و دریافت اعانه از آنان را تکذیب نکرده اید؛‌هر چند مهاجرانی و نوری زاده و اتاق فکر خارجی جریان سبزی که شما بخشی از آن هستید،‌پای معامله با مستکبران و مردم ستیزان آزادی سوزان عالم نشسته اند و شما سکوت کرده اید، اما می خواهم یک بار دیگر سرنوشت مهاجرانی را برایتان ترسیم کنم و انذارتان دهم. حتما سخنان آقای مهاجرانی را شنیده اید که ‌در اوج ستیز با ایران اسلامی و نظام ولایی،‌ اعتراف کرد، در زندگی رهبر انقلاب ایران حتی یک لکه خاکستری وجود ندارد. به راستی، آیا نباید گفت آنها که دست بیعت با رهبری اینچنین ندادند،‌ لاجرم باید به ضیافت های عربی بروند و یحتمل، چون میزبانان دستی به باده و دستی به زلف یار دارند، با ساق پای اسلاف «حجاج بن یوسف» بیعت کنند؟


سید یاسر جبرائیلی
نویسنده کتاب زندگی و کارنامه سیاسی شما

+ نوشته شده توسط در جمعه بیست و هشتم بهمن 1390 و ساعت 1:56 |

این روزها جایزه می دهند

 

 هردو از سوی یک نفر

 

 

یکی سهم مغزش گلوله است

                             یکی سهم دست هایش تندیس طلا

 

 

تو جایزه ات را گرفتی دانشمند . . .

 

+ نوشته شده توسط در دوشنبه بیست و ششم دی 1390 و ساعت 4:2 |

 

            آنچه نداشتیم  و  آنچه داشتیم

 

وینستون چرچیل

اوریانا فالاچی روزنامه نگار برجسته ایتالیائی ، از وینستون چرچیل سئوال میکند ، آقای نخست وزیر شما چرا برای ایجاد یک دولت استعماری و دست نشانده به آنسوی اقیانوس هند میروید و دولت هند شرقی را بوجود می آورید ، اما این کار را نمی توانید در بیخ گوشتان یعنی در کشور ایرلند جنوبی  که سالهاست با شما در جنگ وستیز است انجام بدهید ؟ 

وینستون چرچیل بعد از اندکی تامل پاسخ میدهد : برای انجام این کار به دو ابزار مهم احتیاج داریم که آن دو ابزار را در ایرلند در اختیار نداریم . روزنامه نگار می پرسد . آن دو ابزار چیست ؟

چرچیل پاسخ میدهد :

               اکثریت نادان    و   اقلیت خائن

 

اقلیت خائن یاهمون خواص خودمون تا دلتون بخواد داشتیم تا دلتون بخواد تلاش هم کردند تا دوباره پای فامیلهای چرچیل هارو به وطن باز کنند

 

                                            

           

 

اما چیزی که نداشتیم وامیدوارم همچنان نداشته باشیم اکثریت یا همون عوام  نادان که ما دانا شو به فراوانی و ریز و درشت داشتیم و داریم و  به قولی دیگه عوام تو داستانهای اخیر از خواص جلوزدند

 

 

+ نوشته شده توسط در جمعه شانزدهم دی 1390 و ساعت 2:48 |
 
فقط از سر دلتنگی

مدعیان دینداری فراوانند امّا اگر امر بین دین ودنیا دایر شود 
  
شرایطی پیش آید که با حفظ  دین دنیا  از دست  برود
                                    
                                    
                                              
          
دینداران کم خواهند بود . . .



انگار آن روزها همه یک رنگ بودند . . .

+ نوشته شده توسط در دوشنبه چهارم بهمن 1389 و ساعت 4:46 |

دیروز ازهرچه بود گذشتیم   ،     امروز از هرچه بودیم


آنجا پشت خاکریز بودیم   ،       اینجا در پناه میز


دیروزدنبال گمنامی بودیم      ،      امروزمواظبیم ناممان گم نشود


جبهه بوی ایمان می داد   ،       اینجا ایمانمان بو می دهد



الهی نصیرمان باش تا بصیر گردیم

بصیرمان کن تا از مسیر بر نگردیم

+ نوشته شده توسط در دوشنبه چهارم بهمن 1389 و ساعت 3:55 |

رسايي: اين استدلال‌تان يعني حكومت پيامبر هم كمونيستي بود

زيباكلام: به دفاع از رضاشاه افتخار مي‌كنم

متن كامل اين مناظره خواندني در ادامه آمده است:

مجری: روز گذشته در باره پدیدارشناسی انتخابات 22 خرداد و پیام های آن صحبت کردیم و امروز می خواهیم درباره نقش خواص در انتخابات 22 خرداد صحبت کنیم. بحث را با حجت الاسلام رسایی نماینده تهران شروع می کنم و از ایشان می پرسم که اساسا نقش و کارکردهای خواص در انتخابات گذشته چه بود؟

رسایی: بسم الله الرحمن الرحیم. سلام عرض می کنم به میهمان محترم و شما و همکارنتان و همچنین شنوندگان خوب برنامه و امیدوارم که خداوند توفیق دهد در ایجاد بصیرت هر چه بیشتر در خودمان و جامعه موفق باشیم.

ببینید سال گذشته به عقیده من سال ریزش ها و رویش های خواص بود. ما خواصی را در سال گذشته تجربه کردیم که هیچ انتظار تصمیمات غلط از آنها نداشتیم ولی شاهد بودیم که آنها این تصمیمات را اتخاذ کردند از طرفی هم شاهد رویش در عامه مردم بودیم. شاهد خواص و مردمی بودیم که آنها را تا به حال این طور در میدان دفاع از انقلاب ندیده بودیم. سال گذشته به عقیده من همه مردم ما خواص بودند و به جرات می شود گفت که برخی که به عنوان خواص شناخته می شدند، وقتی پای استدلال ها و حرف های آنها می نشستیم و گوش می کردیم، می دیدم که استدلال های آنها بیشتر شبیه استدلال عوام الناس است با همان تعریفی که آنها از عوام دارند. سال گذشته سال پرهزینه ای برای نظام اسلامی بود اما منافع زیادی هم برای ما داشت تا جایی که می توان گفت هزینه ای که پرداختیم خیلی کمتر از سودی بود که بردیم. دشمن در سال گذشته تا پشت درب خانه های خواص ما هم نفوذ کرد ولی دیدند که اگر بسیاری از کرسی ها و تریبون های خواص را هم به دست بگیرند، باز هم مردم به راهشان ادامه می دهند.

مجری: با تشکر از شما البته بنای ما در این برنامه بر این است که میهمانان کمی با صراحت و شفافیت سخن بگویند و به مصادیق اشاره کنند.

رسایی: انشالله در ادامه برنامه همینطور خواهد بود.

مجری: خب جناب آقای زیباکلام، نخبگی در ایران و بخصوص موضع نخبگی بیشترین لطمه را دید و حوادث ناخوشایند بعد از انتخابات نشان داد که مواضع نخبگان نیاز به توجه بیشتر دارد. شاید در شرایط فعلی اساسا بقای نخبگی، ضرورت یک آسیب شناسی را بیشتر می کند.

زیباکلام: با یاد و نام حضرت حق و با عرض سلام و ادب به شنوندگان و همچنین حجت الاسلام رسایی و شما و همکارانتان. من فکر می کنم زمان آن رسیده که ما یک سئوال اساسی تر از خودمان بکنیم. سئوال کنیم که نظام سیاسی ما را چه می شود که این قدر در سطح بالای آن تلفات دارد. ما پنج رییس جمهور داشته ایم -غیر از آقای احمدی‌نژاد که فعلا هستند- اما از این پنج روسای جمهور قبلی آیت الله خامنه ای که شدند رهبر، شهید رجایی هم که شهید شدند ولی سه نفر دیگر مغضوب شدند! آقای بنی صدر مغضوب شد، هاشمی مغضوب شد، خاتمی هم مغضوب شد. ما سه نخست وزیر داشتیم که آقای باهنر شهید شدند و دوتای دیگر مغضوب شدند.

مجری: مغضوب منظورتان چیه؟

زیباکلام: مغضوب شدند، یعنی همان حرف هایی که آقای رسایی و دوستانشان نسبت به آقای هاشمی و خاتمی می زنند. از روسای مجلس هم که آقای هاشمی مغضوب شدند، آقای کروبی و ناطق نوری هم که مغضوب شدند. آقای حداد عادل هم که اصلا سیاسی نبودند، خیلی کسی کاری به ایشان ندارد. آقای لاریجانی هم که فعلا هستند. به نظرم خیلی جالبه که آدم از خودش بپرسد که چرا در نظام سیاسی هند یا آمریکا و آلمان و ترکیه و انگلیس اینطوری نیست؟ در چه جور نظامی ما زندگی می کنیم که این همه شخصیت که معماران نظالم هستند، سازندگان انقلاب بودند، این طور مورد غضب قرار می گیرند...

مجری: بالاخره ما متوجه نشدیم که اینها مغضوب کی شدند، مردم یا حاکمیت...

زیباکلام: همان مغضوبی که آقای رسایی و دوستانشان می گویند، همان خبرگان بی بصیرت، بصیرت ندارند با آمریکا بودند، با دشمن بودند به قول آقای رسایی دشمن تا درب خانه شان آمدند و حتی دشمن در خانه شان آمد بدون این که متوجه شوند. ببینید اتفاقا یک نظام اگر سلامت باشد با مسئولان خودش اینطور رفتار نمی کند که آنها را بی آبرو، بی حرمت و بی اعتبار کند. مشابه این رفتاری که امروز در جمهوری اسلامی می شود، با بزرگان نظام می شود، کسانی که گوشت و پوست و خونشان ازاین نظام است و اساسا آنها این نظام را به‌وجود آورده اند!

مشابه این رفتار را ما فقط در نظام استالین و نظام های کمونیستی شاهد بودیم. استالین بسیاری از کسانی را که مال انقلاب اکتبر بودند و نظام شوروی را برپا کرده بودند یکی یکی می آوردند دادگاه و اعتراف می کردند و بعد آنها را تبعید می کرد سیبری. خب اینها باید ما را هوشیار کند که ریشه این مورد غضب قرار گرفتن ها چیست و چرا در نظام های دیگری که توسعه سیاسی یافته اند، این وضع نیست. چرا روسای جمهور آمریکا این طور نمی شوند، چرا نخست وزیر ژاپن انگلیس این طور نمی شود ما را چه می شود که این طور بلایا را سر اشخاص می آوریم.

مجری: خب آقای زیباکلام بحث خوبی را آغاز کردند البته من هنوز نفهمیدم که مغضوب منظور شما چیه...

رسایی: در حقیقت آقای زیباکلام نخواست این را بیان کند...

مجری: بله من از آقای رسایی می پرسم که چرا بعد از سه دهه برخی از خواص ما مردود می شوند؟ آیا این ناشی از ضعف های سیستمی ما در تربیت خواص است و یا این از ضعف شخصیتی این افراد است که نمی توانند با یک انقلاب همراه باشند و یا اساسا اینها نمی توانند در آن موضع تکلیف محوری و منفعت محوری رابطه برقرار کنند.

رسایی: تشکر می کنم آقای زیباکلام بحث را از جای خوبی آغاز کردند. من لازم است تاکید کنم که این اتفاقات نشانه سلامت نظام جمهوری اسلامی است و اگر این اتفاقات نمی افتاد، شاید در کشور ما هم همان روندی رخ می داد که در بسیاری از کشورها رخ داده...

زیباکلام: یعنی نظام هند ناسالم است، نظام ژاپن نا سالم است، نظام آمریکا ناسالم نظام انگلیس و ترکیه ناسالم است...

رسایی: آقای زیباکلام عجله نکنید یکی یکی من به اینها می رسم. بله این نشانه سلامت این نظام است. اصلا آقای زیباکلام شما برخی موارد را جا انداختید، شما قائم مقام رهبری را جا انداختید! آیا این جایگاه مهمتر از بقیه نبود. علاوه بر آن تاکید می کنم که شما مصادیقی از مذهب و دینتان را هم جا انداختید! آقای زیباکلام بعد از رحلت پیامبر اکرم چه اتفاقی افتاد؟ آیا اتفاقات بعد از پیامبر نشانه بطلان حرکت پیامبر و امیرالمومنین است؟ بعد از پیامبر ما شاهد اصحابی بودیم که مردود شدند. طلحه الخیر می گفتند، به زبیر سیف الاسلام می گفتند، اینقدر اینها خاص بودند! بعد از رحلت پیامبر ما شاهد ریزش بسیاری از اصحاب بودیم، آیا اشکال از پیامبر و امیر المومنین بود؟

غیر از این است که ریزش و رویش یک حقیقت است و ما نمی توانیم جلوی آن را بگیریم. البته من هم معتقدم که ما نباید برای ریزش کسی تلاش کنیم ولی وقتی کسی خودش به دنبال سقوط خودش است آیا ما می توانیم جلوی آن را بگیریم! تعبیر رهبری این بود که برخی ازاین آقایان اصرار دارند که از نظام خارج شوند. ریزش و رویش حقیقت قرآنی است ما از آن استقبال نمی کنیم ولی ته دلمان هم نباید خالی شود. خداوند در سوره مائده آیه 54 در باره ریزش و رویش صحبت می کند وخطاب به مومنین می گوید که یا ایها الذین آمنوا من یرتد منکم عن دینه فسوف یاتی الله بقوم يحبهم و يحبونه. این یعنی اگر شما مومنین و خوبان از یاری دین من روبرگردانید و ریزش کنید، اتفاقی نمی افتد بلکه مردم دیگری دین را یاری می کنند...

زیباکلام: خب ملاک این سقوط کیه؟ آقای رسایی ملاک این سقوط است؟ یا رسایی آمده جای پیامبر نشسته...

رسایی: نه رسایی ملاک نیست! شما هم نمی توانید با این حرف‌ها استدلال من را در نظر شنونده ضعیف کنید، چون مردم می دانند که منظور من چیست. آقای زیباکلام آیا شما قبول ندارید که در تاریخ دین ما این اتفاقات افتاده؟ به صراحت بگویید که نظرتان چیست...

مجری: بله تحلیل شما چیه...

زیباکلام: من به هیچ وجه مقایسه ای وخط توازنی بین نظام جمهوری اسلامی و رسول الله نمی خواهم وصل کنم...

رسایی: عیبی ندارد، وصل نکنید فقط درباره این که در آن مقطع تاریخی این اتفاقات افتاده یا نه اعلام نظر کنید...

زیباکلام: نبی اکرم چه دخلی به من یا آقای رسایی دارد که ما خودمان را با آنها مقایسه کنیم، شما عملا دارید این کار را می کنید. خب من هم سئوال می کنم که چرا این اتفاقات فقط در نظام های توتالیتر و کمونیستی و اختناق گر این اتفاق می افتد ولی در نظام های دیگر این اتفاقات نیست؟

رسایی: خب من که این را جواب دادم. اصلا آقای زیباکلام من کاری به انقلاب ندارم، اصلا انقلاب ایران تحقق نیافته، موسوی وجود ندارد، احمدی‌نژاد وجود ندارد، زیباکلام و رسایی وجود ندارند، شما می گویید که این اتفاقات فقط در نظام های کمونیستی و توتالیتر می افتد، خب این اتفاقات در نظام پیامبر ما هم افتاد پس کمونیستی بود...

زیباکلام: نه ببینید نباید مقایسه کرد...

رسايي: بالاخره پس از پیامبر این اتفاقات افتاد یا نه؟ آیا آن یک نظام بود یا نه؟ من می خواهم بطلان استدلال شما را نشان دهم که آنها هم یک نظام بودند و این اتفاقات افتاد ولی کمونیستی هم نبود. حالا دلایلش چه بود...

زیباکلام: خب شما دلایلت را بگو من هم دلایلم را می گویم.

رسایی: پس شما پذیرفتید که در نظام پس از رسول خدا هم این اتفاقات افتاده...

زیباکلام: من به هیچ وجه نظام پیامبر را با جمهوری اسلامی مقایسه نمی کنم...

رسایی: نکنید ما هم نمی کنیم!...

مجری: آقای رسایی در حقیقت سئوال می کند که شما اساسا پدیده ریزش ورویش در بعد از رسول خدا را قبول دارید یا نه؟

زیباکلام: من به هیچ وجه به خودم اجازه نمی دهم که اتفاقات امروز را با زمان رسول خدا مقایسه کنم...

مجری: مقایسه نکنید فقط در باره همان موقع صحبت کنید بالاخره این حوادث بود یا نه؟

زیباکلام: من فقط نظام امروز را با حکومت های کمونیستی و توتالیتر مقایسه می کنم.

رسایی: خب فکر می کنم لازم نیست ما به شما فشار بیاوریم که این را بگویید چون شنونده جوابش را گرفت! بالاخره مردم عاقلند. شما این ریزش را نشانه عدم سلامت نظام می دانید ولی من می خواهم بگویم که دقیقا این نشانه سلامت نظام است. چون چه چیزی باعث می شود که این اتفاقات بیفتد؟ جز عمل آنهاست؟!

آقای زیباکلام این پوست نیاز به ریزش دارد چون با محیط عادت می کند لطافتش را از دست می دهد مقاومتش را از دست می دهد و این تجربه شده که تنها انقلاب‌هایی که ریشه دینی و انسانی دارند، هم ریزش دارند وهم رویش والا انقلاب های دیگر فقط ریزش دارند و رویش ندارند. برای همین پس از سی و دو سال در 22 بهمن جمعیت چهل میلیونی در خیابان‌ها می آید؟ چرا بعد از سی و دوسال کارشکنی هنوز هم 85 درصد می آیند پای صندوق رای؟ بالاخره هر کس آمد پای صندوق، قبل از رأی به احمدی‌نژاد یا موسوی به نظام اسلامی و قانون اساسی رای داده.

چرا این نظام زنده است، چون اگر من به عنوان خواص ماهیتم را از دست بدهم، من را پس می زنند همانطور که بازرگان را پس زدند، بنی صدر را پس زدند. همین خواصی که شما اسم بردید در برابر بنی صدر و بازرگان موضع گرفتند. همان موقع در جای ما بودند، شاید در آینده یکی مثل رسایی بشود مثل آنها، من اگر خسته شوم، دیگرآرمان گرا نباشم، خودم را با محیط تطبیق دهم با فساد بسازم، من هم می شوم مثل اینها. باید ریزش باشد، رویش باشد تا سلامت باشد و زندگی و پویایی باشد.

مجری: خب لطفا اجازه بدهید تا ما پاسخ آقای زیباکلام را هم بشنویم...

رسایی: آقای زیباکلام شما این نظام های موجود در دنیا را رو به ثبات می بینید یا رو به سقوط؟

زیباکلام: نخیر من رو به سقوط می بینم! یعنی همه دارند سقوط می کنند و فقط ما ثبات داریم!

مجری: خب دلایل شما را بشنویم. فکر می کنم ما روی ریزش رویش به توافق رسیدم. حالا همان دلایل را مرور کنیم...

زیباکلام: ببینید من درست است که از آقای رسایی جواب خواستم. من پرسیدم که چرا ما شاهد پدیده سقوط در نظام های دیگر نیستیم، خواص در آن نظام ها مغضوب نمی شوند، بازنشسته می شوند، سفیر می شوند...

رسایی: در داخل بالاخره اینها مغضوب چه کسی می شوند...

زیباکلام: مغضوب مردم، مغضوب ملت، خوب شد! بعد من یک آدرس دادم به آقای رسایی و گفتم که مشابه این اتفاقات در نظام های کمونیستی افتاده. درکش خیلی ساده است، اصلا چرا پای پیامبر را بکشیم وسط، فهمش راحت است. اگر در نظام جمهوری اسلامی ایران شما با حکومت همراه بودید، ریزش نمی کنید و مغضوب نمی شوید ولی اگر شما با حکومت همراه نباشید و انتقاد داشته باشید، آن وقت مغضوب می شوید، معلوم می شوید که شما از عوامل دشمنید و عقل ندارید و ملت شما را پس زده. بنابر این همه تلفات ما و بزرگان ما سقوط می کنند به نظر من نشانه توسعه نیافتگی نظام ماست. اگر نظام ما توسعه یافته بود و مخالفت با حکومت جایگاهی داشت، محال ممکن بود که تعداد زیادی از مسئولین کشور سقوط کنند.

آقای رسایی خودشان را رویش می دانند اما امیدوارم آنقدر زنده باشم که ببینم وقتی همین آقای رسایی اولین انتقاد را به حکومت وارد کرد، آن وقت خواهیم دید که رویش و ریزش یعنی چه. مادام که توسعه نیافتگی سیاسی در نظام باشد همین است، آقای رسایی، رییس مجلس و رییس جمهور امروز و آینده تا زمانی از شأن و جایگاه برخوردارند که انتقاد نکنند، ولی با انتقاد سقوط می کنند. آقای رسایی به جای این که بیاید بگویید نظام ما را چه می شود که با محصولات خودش این گونه برخورد می کند، تازه افتخار هم می کند و آن را نشانه سلامت نظام می داند مثل این که نظام هند و بلژیک و انگلیس و فرانسه و دیگر نظام ها ناسالمند و بیمارند. البته آقای رسایی و دوستانش همین را می گویند که این نظام های دموکراسی بزودی سقوط می کنند، نه خیر آقای رسایی این نشانه بیماری نظام است.

مجری: البته آقای زیباکلام به نظرم یک طرفه به قاضی رفتن هم شاید درست نباشد. ببینید شما الان دارید می گويید که این خواص مغضوب، اصلا اشتباه نکردند و هیچ مشکلی نداشتند...

زیباکلام: نخیر شما دارید حرف می گذارید در دهن من! من اصلا این را نمی گویم...

مجری: خب اصلا مگر ممکن است که این نخبگان سیاسی معصوم...

رسایی: آقای اسکندری لطفا اجازه بدهید من چند نکته را عرض کنم. البته آقای زیباکلام که اینطور سخن می گویند خیلی تعجب آور نیست. بالاخره دفاع از رضا میرپنج قلدر در کارنامه آقای زیباکلام هست. خیلی بعید نیست که ایشان با این کارنامه، نظام اسلامی را ظالم بداند...

زیباکلام: من افتخار می کنم به آن سابقه. افتخار می کنم به دفاعی که از رضاشاه کردم...

رسایی: عیبی ندارد، ولی فکر نکنید حالا که شما آمده اید پشت تریبون رادیو و صحبت می کنید، این نشانه این است که مردم شما را قبول دارند و جایگاهی دارید، نه این به خاطر این است که آقایان اصلاح طلب خجالت می کشند بیایند و از این مواضع دفاع کنند...

زیباکلام: نخیر من اصلا خجالت نمی کشم که از رضاشاه و همکارانش دفاع کنم...

رسایی: بله شما خجالت نمی کشید که از پشت رادیو جمهوری اسلامی از رضاشاه دفاع می کنید و بعد می گویید که هر کس مخالف نظام ایران باشد سرکوب می شود! آقای زیباکلام الان از رادیو جمهوری اسلامی صحبت می کند و از رضاشاه دفاع می کند و می گوید هر کس با این حکومت مخالف باشد حق زندگی به او نمی دهند؟!

زیباکلام: من البته نخبگان را می گویم. من که کاره ای نیستم...

رسایی: اصلا تفاوتی ندارد. مگربه آقای موسوی و کروبی فرصت داده نشد بیایند در انتخابات حرف بزنند؟ هر حرفی هم دلشان خواست زدند، آیا نظام ایران آنها رد صلاحیت کرد؟ چرا جواب نمی دهید آقای زیباکلام؟ یک کلمه بالاخره اینها فرصت داشتند یا نه...

زیباکلام: جواب چی را باید بدهم...

رسایی: آنها هم مثل شما از رضا میرپنج دفاع کردند، فقط شما صراحتا این کار کردید آنها صراحتا نمی کردند. سئوال این است که بالاخره چه کسانی دست رد به سینه اینها زدند؟ مردم یا حکومت؟ شما نظرتان چیست، من نمی دانم؟ ولی مردم می فهمند! شما از رضا میرپنج قلدر دفاع می کنید بعد نظام جمهوری اسلامی را بدتر از آن می دانید...

زیباکلام: اصلا و ابدا، شما دارید حرف توی دهن من می گذارید...

رسایی: چی را انکار می کنید آقای زیباکلام! برادر من شما خودت این را گفتی، من عین کلام شما را نوشتم. شما گفتید که اگر نخبگان با حکومت همراه و همسو نباشند، ریزش می کنند و مغضوب می شوند ولی اگر همراه باشند، دچار ریزش نمی شوند. خب من دو تا سئوال دارم: اولا حکومت یعنی چه؟ از نظر شما حکومت کیست که اگر همراه نباشید، سقوط می کنید اگر همراه باشید می مانید؟ شماها که می گویید احمدی‌نژاد آمد سابقه نظام را شست گذاشت کنار. نظام یعنی چه؟ بالاخره همه ما جزو منتقدین هستیم، خود احمدی‌نژاد هم منتقد است، من خودم هم انتقاداتی دارم...

زیباکلام: من که ندیدم شما انتقاد بکنید...

رسایی: نخیر شما تلاش می کنید اینطوری جلوه دهید. مثل نماینده ای که آمد پشت تریبون گفت اگر هاشمی رفسنجانی رییس جمهور دولت نباشد، من در مجلس نمی مانم، والله تالله بالله از مجلسی که هاشمی رفسنجانی رییس جمهور آن نباشد استعفا می دهم. بعد هم خطاب به خبرنگاران گفت که این را منتشر کنید...

مجری: کدام نماینده...

رسایی: همین آقای شیخ قدرت علیخانی. بعد ایشان به من می گوید وکیل الدوله! چرا چون من از دولتی که بیست و پنج میلیون رای آورده دفاع می کنم، آنوقت من می شوم وکیل الدوله و آقای علیخانی مدافع هاشمی می شود نماینده مردم! حالا جالب هم هست که این آقا از مجلس هم نرفت در مجلس هفتم باقی ماند، وقتی من به ایشان گفتم شما قسم خورده بودید که بروید، گفت من کفاره قسمم را دادم. من سئوالم از شما این است که چرا با یک سری حرف های روشنفکری...

زیباکلام: چرا روشنفکری عزیز من. من از شما سئوال کردم...

رسایی: خب ببینید آقای زیباکلام حرف شما یعنی این که الان اگر در آمریکا و اسرائیل و انگلیس اگر کسی با حکومت همراه نبود می ماند...

زیباکلام: بله اینطوری است...

رسایی: واقعا اینطوری است! آقای زیباکلام متوجه جواب هایی که می دهید باشید، چون الان مردم هم حرف های شما را می شنوند. من می گویم در آمریکا و انگلیس و اسرائیل هم اینطوری است که اگر یک عده ای تا این اندازه ای که این آقایان خواستند کودتا بکنند، بخواهد براندازی بکنند، آنها هم می ایستند و نگاه می کنند؟

زیباکلام: تعجب می کنم این که مهندس بازرگان نبود می خواست کودتا بکند، آیت الله منتظری که نبود، حالا آقای موسوی یا هاشمی به قول شما می خواست کودتا بکند، باید مغضوب می شد! شما همه آنهایی که همراه شما نشدند را مغضوب کردید...

رسایی: من تعجب می کنم آقای زیباکلام! اینهایی که شما اسم می برید، نظام جمهوری اسلامی با آنها کاری نداشته، چون نظام فرصت حضور در انتخابات را به آنها داد، تریبون هم به آنها داد ولی مردم دست رد به سینه اینها زدند و این نظام هم مردمی است. آقای موسوی، کروبی، خاتمی و هاشمی همه اینها در این انتخابات آمدند و حرف زدند از گزینه خودشان حمایت کردند. مثل این تریبونی که الان در اختیار شما قرار گرفته و از رضا شاه حمایت می کنید آنها هم آمدند شبیه همین کار را کردند. شما فکر می کنید که شعار نه غزه نه لبنان را فقط در روز قدس سر دادند، نخیر همه این آقایان به ادبیاتی دیگر همین موضوع را در مناظره هایشان مطرح کردند که ما باید به امور کشور خودمان برسیم. خب نظام آمد اینها را اخراج کرد؟ مردم بیرونشان کردند، اینها هم آمدند آشوب کردند، بانک آتش زدند، مسجد آتش زدند.

من نمونه هایی از این موارد را برای شما می خوانم همه اینها مستند هم هست. آقای موسوی در اولین مصاحبه اش می گوید که من از بیان حرف های تند خودداری می کنم و از رسانه های ساختار شکن برائت می جویم. واقعا ایشان اینگونه رفتار کرد. ایشان در همان مصاحبه می گوید که مهمترین معضل کشور قانونگریزی دولت نهم است و من برای اجرای قانون آمده ام، آیا واقعا ایشان تن به قانون داد. در تاریخ 24 /1/ 88 می گوید آنچه من را به صحنه کشانده، عمل نکردن دولت به قانون است و این وضع اگر ادامه پیدا کند، ممکن است به کشور آسیب جدی وارد شود. کشوری که در آن قانون حاکم نباشد، رستگار نمی شود و این قانون گریزی حتی ممکن است ظاهری از خیرخواهی داشته باشد.

شما فکر می کنید مردم این چیزها را نمی فهمند. دیروز در مجلس، خبرنگاری پرسید چرا در 22 خرداد امسال فتنه گران نتوانستند کاری کنند؟ گفتم چون بیست و پنج میلیون نفر همان سال گذشته فهمیدند موسوی دروغ می گوید و 13 میلیونی که نفهمیده بودند، در طول این یک سال به دروغگو بودن موسوی پی بردند.

زیباکلام: فقط شما نیروهای نظامی و انتظامی و بسیجی هاتان را از خیابان جمع می کردید و به مردم اجازه حضور در خیابانها را می دادید، آن وقت شما جوابتان را می گرفتید. شما مشکلتان این است که در حمام و خزینه چهچه بلبل می زنید و کیف می کنید...

رسایی: ولی ظاهرا فعلا شما در رادیو در حال چهچه زدن هستید...

زیباکلام: اگر شما اینقدر مطمئنید که بیست و پنج میلیون جمعیت دارید پس چرا اجازه راهپیمایی به هیچ بشری را نمی دهید؟

رسایی: مگر راهپیمایی های قبلی این آقایان با مجوز بود؟ چرا دو باره نتوانستند راهپیمایی راه بیندازند؟

زیباکلام: شما می گویید که بیست و پنج میلیون سال گذشته و 13 میلیون هم امسال به شما اضافه شده، خب اگر اینقدر مطمئنید پس چرا مجوز یک راهپیمایی ساده نمی دهید؟

رسایی: اولا کسی درخواست مجوز نکرده! چند بار هم استاندار اعلام کرد که اگر راهپیمایی می خواهید باید نماینده رسمی شما بیاید مجوز بگیرد. این نمی شود که شما در حمام چهچه بزنید که ما می خواهیم راهپیمایی کنیم، استانداری هم بگوید بفرمایید. اصلا شما برو نماینده اینها بشو و مجوز بگیر، البته شما هم حاضر نیستید سرنوشت خودتان را با اینها پیوند بزنید.

دوما قانون چه می گوید؟ قانون می گوید که تجمعات آزاد است به دو شرط، تجمع نباید مخل به امنیت ملی و مخل به مبانی دینی نباشد. من از شما می پرسم وقتی این آقایان در سابقه شان این است که می گویند مرگ بر اصل قانون اساسی و وقتی در روز عاشورا عده ای آن افتضاح را به بار می آورند و بعد این آقایان بیانیه می دهند آنها را مردم خدا جو می دانند، اصلا شما می خواهید به قانون اساسی عمل کنید چه می کنید...

زیباکلام: یعنی اگر اینها درخواست راهپیمایی می کردند شما مجوز می دادید؟

رسایی: نخیر، من نمی توانم تعیین کنم، اما درخواست را بررسی می کردند شاید مجوز می دادند شاید نمی دادند. ولی این آقایان هر چند تا تجمع تا به حال داشتند بدون مجوز بوده، چرا دیگر بدون مجوز به میدان نمی آیند؟ چرا اول بیانیه می دهند که بیست دوم خرداد تجمع داریم بعد بیانیه می دهند که به دلیل عدم امنیت لغو شده؟ چرا دروغ می گویند؟ ببینید این سخن آقای موسوی است 3/2/88 در مشهد گفته: در این سی سال ولایت فقیه ما را مصون داشته. در این سی سال هر لحظه ممکن بود به دوران قبل از انقلاب برگردیم - یعنی همان دوره رضا شاه که شما دفاع کردید – ولایت فقیه ما را در برابر کودتاها وخودمختاری ها حفظ کرده ومن با قبول این اصل وارد انتخابات شدم. خب آقای زیباکلام شما بگویید موسوی راست گفته یا دروغ؟ بپذیرید که از 13 میلیونی که رای دادند، بسیاری بعدا فهمیدند موسوی به آنها دروغ گفته.

زیباکلام: شما که اینقدر مطمئنید مجوز می دادید به راهپیمایی. من دیروز میدان و خیابانی را رد نشدم الا این که دیدم پلیس و بسیج ریخته بودند در آن...

رسایی: خب چه کار کنند آقای زیباکلام! وقتی سابقه هواداران موسوی این است که شیشه شکسته اند و مسجد آتش زدند و چادر از سر زنها کشیدند، پلیس برای امنیت مردم باید در خیابانها باشد. البته من نمی گویم هر کس طرفدار موسوی بوده اینطور است ولی هوادارنش این کارها را کردند...

زیباکلام: یعنی آن سه میلیون نفری که در روز بیست و پنج خرداد آمدند در خیابان شیشه شکستند؟ آتش زدند...

مجری: چند میلیون نفر؟

زیباکلام: سه میلیون...

رسایی: اگر آنها سه میلیون نفر بودند پس حتما در 9 دی جمعیت سیصد میلیون نفر بوده...

زیباکلام: پس چند نفر بودند...

رسایی: اصلا همان سه میلیون بودند ولی آقای زیباکلام همان مردم در 9 دی آمدند در خیابانها و همان ها عصبانی اند از دست اینها. بالاخره 175 نماینده از طرف ملت نامه امضا کردند و درخواست محاکمه اینها را کردند. مردم هم کم کم فهمیدند که اینها دروغ می گویند، فهمیدند که تقلب رمز کودتا بود. خب چرا همان مردم در روز قدس نیامدند؟ چون متوجه قصه شدند و ریزش کردند...

زیباکلام: نخیر آقای رسایی در این فاصله هزاران نفر بازداشت شدند، قصه کهریزک اتفاق افتاد، داستان زیر گرفتن مردم توسط وانت نیروی انتظامی پیش آمد، عده ای بدون دلیل به پنج سال زندان محکوم شدند.

رسایی: شما به مردم توهین می کنید! عذر می خواهم ولی اگر شما آدم ترسویی هستید و راحت طلب هستید و حاضر نیستید برای آرمانهایتان هزینه بدهید، چرا مردم را متهم می کنید که با کوچکترین اخمی میدان را ترک می کنند...

زیباکلام: کاش تلویزیون بود مردم ایران شما را می دیدند تا بپرسند که وقتی انقلاب شد، شما چند ساله بودید یا زمان جنگ چند ساله بودید...

رسایی: بنده وقتی انقلاب شد 12 ساله بود و در 16 سالگی هم به جبهه ها رفتم و یک سال نیم در جبهه بودم که همه این زمان را هم در خط مقدم بودم ولی این چه دخلی دارد، چه ربطی دارد؟ اگر اینطور است شما اصلا نباید در باره پیامبر و دینتان و اهل بیت سخن بگویید...

زیباکلام: ربطش این است که از نظر شما آنها که رفوزه شدند، همه کسانی هستند که از سال 42 در مبارزه بودند...

رسایی: از نظر شما ملاک حال فعلی آدم هاست یا گذشته آنها...

زیباکلام: این را تمام نظام هایی که مخالفین خودشان را برکنار می کنند، می گویند ملاک گذشته دیگران نیست...

رسایی: خب از نظر شما ملاک چیه، گذشته یا حال؟

مجری: اما این که کلام امام است آقای زیباکلام...

رسایی: ایشان که امام را قبول ندارد، رضا شاه را قبول دارد...

زیباکلام: این که ملاک حال فعلی است در این مملکت، یعنی این که تا زمانی شما همراه حکومت هستید در خط هستید، اما اگر انتقاد از حکومت بکنید ملاک حال فعلی آدم‌ها می شود...

رسایی: بالاخره آقای زیباکلام ملاک چیه، حال فعلی آدم ها یا گذشته آنها یا هر دو؟ این حرف شما می دانید یعنی چه، اگر ملاک حال فعلی نباشد شما باید شیطان را مقدس بشمارید و لعنتش نکنید! چون شیطان در گذشته موجود مقدسی بوده، از فرشتگانی بود که برجستگی داشت و از جمله خواص بود. ولی ملاک چون حال فعلی هر چیزی است، شیطان هم وقتی تغییر کرد، اخراج شد.

مجری: عذرخواهی می کنم ما وقت زیادی نداریم، آقای زیباکلام شما بفرمایید.

زیباکلام: ببینید من یک سئوال اساسی کردم که نظام ما را چه می شود که سرمایه های خودش را می سوزاند ولی در نظام های دیگر این طور نیست. حال این نکته که ملاک حال فعلی آدمهاست یا گذشته، من از ایشان می پرسم که چرا این سئوالات در هند و ترکیه بوجود نمی آید؟

رسایی: آقای زیباکلام یک مقدار در داخل کشورتان زندگی کنید...

زیباکلام: پاسخم این است که در آن نظام ها توسعه سیاسی به‌وجود آمده و دمکراسی وجود دارد.

مجری: متاسفانه وقت ما تمام است...

رسایی: آقای زیباکلام! بالاخره ملاک چیه امروز است یا دیروز...

زیباکلام: ملاک قانون است...

رسایی: آن را هم که شکستید...

مجری: خب من از شنوندگان محترم و از دو میهمان محترم برنامه تشکر می کنم.

+ نوشته شده توسط در پنجشنبه بیست و سوم دی 1389 و ساعت 3:23 |

از20:30  تا راز بقا............نمازجمعه تاریخی 29 خرداد 88

پنجشنبه گذشته شاهکار خبری دلاوری در نمایش خانم ببره وهلاکت شوهر مرحومش دلهای همه را به درد نیاورد که هیچ، بسی هم باعث انبساط خاطر ایرانیان شد.

رویکر د صداوسیما در مسئله ی "این عمار" چنان ضعیف است که حتی برای شنیدن این کلام رهبری باید به سی دی ها و کلیپها و اینترنت و همه ی رسانه ها متوسل شد؛ الا رسانه ی ملی. به نظر می رسد صدا وسیما حتی با وجود فتنه ی اخیر قصد ندارد مانع از علم شدن فتنه گران دیگر شود ؛و اگر به حسب تصادف (و نه کارشناسانه) برنامه ای مثل "دیروز امروز فردا" در میان مردم به موفقیتی دست یابد و قادر به بیان حقایقی باشد ،بایستی کمر به حذف این برنامه بسته شود... حذف یامینپور مجری این برنامه هیچ حاصلی به جز کم کردن بینندگان برنامه نداشت و "دیروزامروزفردا" را به سایر برنامه های سیاسی بی تماشاچی تبدیل کرد. شاید اگر یامین پور هم برای شفاف کردن فتنه، سری به سیرک میزد و راز بقایی مانند دلاوری را با عنوان خبرسیاسی  به خورد مردم میداد حتما هنوز در صداوسیمای اسلامی ما بود.

طنازان صداوسیما چنان فضای موجود را از یاد برده اند و با مسائل حاشیه ای بینندگان را سرگرم  (ونه آگاه) میکنند که انگار تمام ابعاد فتنه به کلی پاک شده و تمام فتنه گران شناسانده شده اند. حتی در ۹دی اسمی از هاشمی و فائزه برده نشد. بهتر است سیما رویکردی استشهادی تر در برابر سرور سران فتنه بگیرد.

ما یکبار شنیدیم وهنوز سخن رهبری در ۱۳۸۸ در گوشمان زنگ میزند که: "نظر من به نظر آقای رییس جمهور (احمدی نژاد) نزدیک تر است." اما صدا وسیما در این رابطه خود را به کری زده حال آن که این نوای رهبری در آرشیو آنها موجود است. صدا وسیما هیچ اعتنایی به این سخن رهبری نداشته و هیچ رمز گشایی نکرده است و دغدغه ی خود رادر شیر وببرهای باغ وحش میبیند و درندگان وحشیِ اصلی را رها کرده است. آیا قرار نیست این مطالبه رهبری روی میز سازمان صدا و سیما برود؟؟؟؟؟ فعلا که ببرهااا اولاترند.!!! سیمای جمهوری که در نمایش شخصیتی مانند احمدی نژاد قاصر بوده و هست در نقد منصفانه و غیر منصفانه احمدی نژاد دست توانایی یافته است و به خوبی مشایی را در دولت پیدا کرده است اما جهت گیری کلی دولت را در نیافته است. اگر نصف آنچه از مشایی گفته شد از امثال گنجی سروش و..... در سیما گفته میشد در ۱۳۸۸ آنها به طور آشکار مشاوران ارشد کاندیداها نبودند. و چه غمناک است چهره ای که در لبنان محبوب است و درمیان سیلی خوردگان زمین دوست داشتنی است در میان شماها و خبرهایتان جایی به نیکی ندارد. توانایی شما ستودنی است چراکه کسی که پای همه جور مناظره داخلی و خارجی است واز کلمبیا و اُباما تا چیزچیزها از مناظره با او میترسند، همین شخص از حرف زدن با ۲۰:۳۰ شما واهمه دارد.

منبع:ولایت پذیر

+ نوشته شده توسط در پنجشنبه بیست و سوم دی 1389 و ساعت 2:43 |
مقاله تحليلي محمد سعيد ذاكري در باره پاورپوينت فتنه
مروري بر مطالبي كه فتنه گران، خود با عنوان سند منتشر كردند

اخيرا پاورپوينتي در سايت هاي ضد انقلابي منتشر شده است كه حاوي روشنگري هايي درباره جريان فتنه تا سه ماه پس از انتخابات مي باشد. اين مطالب قبلا در سايت هاي متعدد منتشر شده بود. اما فتنه گران براي اينكه ذهن مردم را از محتواي اين گزارش منحرف كنند ، به آن جنبه امنيتي داده و ادعا كردند اين پاورپوينت سند شوراي عالي امنيت ملي است.

سران و عناصر موثر جريان فتنه كه در سوابق خود فعاليت امنيتي و اطلاعاتي دارند، بهتر مي دانند، اگر سندي امنيتي باشد، حاوي علائم و ويژگي هايي است كه اين پاورپوينت فاقد آن است. اصولا در قالب پاورپوينت هر مطلبي قابل انعكاس است و هر پاورپوينتي را نمي توان سند امنيت ملي دانست. سر برگ اسناد طبقه بندي شده براي كساني كه در جريان چنين مسائلي هستند، كاملا مشخص است.
آنچه مسلم است اينكه مساله اول سند بودن يا نبودن پاورپوينت نيست؛ مهم مطالبي است كه جريان فتنه گر را رسوا مي كند و از خيانت ها و توطئه هاي آنها در كوران حوادث پس از انتخابات پرده بر مي دارد.البته غالب مطالب و تركيب محتواي ارايه شده در اين پاورپوينت بارها و بارها در رسانه هاي اصولگرا و مستقل و پايگاه هاي اطلاع رساني منتشر شده است، حتي اين مطالب در دادگاه هاي فتنه بارها و بارها اعتراف گرديده است.
جالب اين است كه فتنه گران تاكنون هيچيك از مطالب عنوان شده را تكذيب نكرده اند .مثلا درباره موسوي خوئيني ها و دخالت وي در ساماندهي آشوب ها مطالب تكان دهنده اي مطرح شده كه تاكنون از سوي وي تكذيب نشده است.پاورپوينت بعضا حاوي مطالبي است كه ممكن است جزء متشابهات و يا تندي هايي نسبت به برخي افراد خادم يا ضعيف الايمان باشد يا درباره برخي افراد غلو هم كرده باشد،اما محتواي گزارش در كلان عبرت آموز است.بحث اصلي اين است كه جريان فتنه و سران آن نمي خواهند مردم از اين فتنه گري ها و رسوايي ها مطلع باشند. پيشاپيش از برخي تعابير مطرح شده از سوي جريان فتنه از مردم عزيزمان عذرخواهي مي كنيم و در عين حال دانستن چنين مطالب خباثت آميز را حق آنان مي دانيم.

توجه مخاطبان محترم را ذيلا به مطالعه متن مقاله تحليلي محمد سعيد ذاكري در باره پاورپوينت فتنه جلب مي كنيم:

در پي ايراد يك سخنراني پيرامون افشاي پست صحنه عمليات "فتنه " سال 88 و انتشار آن در دست عموم مردم كه به عنوان "سخنراني سردار مشفق " معروف شد، حلقه اصلي فتنه‌انگيزي عليه انقلاب اسلامي ملت ايران متوجه شد كه با مطالبي روبرو است كه راه انكار و توجيه برخي موارد آن مسدود است. از سويي نيز سكوت در برابر اين افشاگري‌ها موجب اثبات بيشتر حقايق نهفته در آن بوده، ريشه‌هاي آن را برملا ساخته و روند فتنه‌انگيزي را دچار سكته ناگهاني مي‌ساخت.

از اينرو بود كه همانگونه كه در رسانه‌ها نيز آمد اتاق فكر فتنه در صدد برآمد تا به هر نحو ممكن خود را از زير بار فشارهاي خرد كننده افكار عمومي نسبت به اين امطالب روشنگرانه رها ساخته و بدين ترتيب جنجال رسانه‌اي - البته با فاصله زماني كه حاكي از ترس و اضطراب فتنه‌گران بود - در همين راستا سازماندهي شد. متعاقب آن تنظيم شكايت تبليغاتي 7 فتنه‌گر از سخنران ياد شده در دستور كار قرار گرفت. گو آنكه 7 نفر ياد شده عمله اين جريان بوده و نسبت به فرماندهان اصلي پشت صحنه نقش اصلي را ايفا نمي‌كردند. گويا اين 7 نفر به عنوان پيش مرگ فرماندهان اصلي وارد صحنه شده و در جايي كه سران بخاطر آبروريزي و عدم وجود سند براي اثبات كذب بودن مطالب منتشر شده نمي‌توانستند نقش ايفا كنند، اينان براي ورود به ميدان فضا سازي رسانه‌اي ماموريت يافتند. اين در جايي بود كه البته اين فضاسازي‌ها در عمل نيز نتوانست بهره‌اي ‌براي فتنه‌گران ايجاد نموده و منجر شد تا سخنراني ياد شده بيشتر مورد اقبال و توجه و دقت عمومي قرار گيرد.

"از قضا سركنگبين صفرا فزود/ روغن بادام خشكي مي‌نمود "

دست و پا زدن‌هاي جريان فتنه آنان را بيشتر در مرداب فرو رفته پايين كشيد. هم از اينرو بود كه طراحي حلقه جديد فتنه‌انگيزي كليد خورد. اين حلقه كه با جار و جنجال رسانه‌اي در هفته‌هاي اخير از سوي رسانه‌هاي هتاك وابسته به اين جريان نيز همراه بود مدعي بود كه "پاور پوينت " سخنان سردار مشفق نيز كه حاكي از اسناد محرمانه نظام اسلامي بوده را بدست آورده است.

فتنه‌گران بدين وسيله مي‌خواستند ادعا كنند كه با دست آوردن اين باصطلاح اسناد اولا ضربه‌اي به نظام اطلاعاتي و امنيتي كشور وارد آورده و ثانيا اسناد "مهم " ي از نظام اسلامي تهيه كردند كه در جهت تأييد اهداف فتنه‌گران و اثبات ادعاهاي واهي آنان بوده است. اين بار نيز تير فتنه به سنگ خورده و آنان گامي در جهت اثبات "فتنه عميق " عليه نظام اسلامي و به هدف مقابله با ساختارهاي انقلابي و ارزشي ملت ايران طراحي كرده بودند.

واضح است كه نگارنده از منظر خود بدين مطلب مي‌نگرد هم ازاين روست كه دستگاه قضايي و مراجع امنيتي، مراجع صالح اظهار نظر در اين رابطه و تشخيص صحت و عدم صحت اين متن هستند. چنانچه حتي اگر روزي نيز اثبات شود كه چنين متني - كه البته هيچگاه در طبقه بندي‌هاي اطلاعاتي در رده فوق سري جاي نگرفته و حداكثر طبقه‌بندي "محرمانه " خواهند داشت - از مراجع ذيصلاح به سرقت رفته و در رسانه‌هاي فتنه منتشر شده، لكه ننگ ديگري بر جبين سياه سران فتنه و حلقه‌هاي مرتبط با آن - از لندن گرفته تا تهران - خواهد نشاند.

در اين زمينه نكاتي قابل ذكر است:
1 - جنجال رسانه‌اي پيرامون اين متن ،خود حاكي از بلاهت بيش از حد منتشركنندگان آن بوده است. عمق اين جنجال بر پايه‌اي استواراست كه سعي اصلي آن "فوق سري " نشان دادن متن ياد شده بود. اين در حالي است كه قريب به اتفاق مطالب منتشر شده در پاورپوينت معروف، چندي قبل از آن در رسانه‌‌ها، محافل سياسي و مطبوعاتي و حتي سخنراني سردار مشفق مطرح شده و نكته منتشر ناشده‌اي آن هم به صورت "فوق سري "! ندارد. ضمن آنكه تنها سند مطرح، انتشار متن ياد شده در قالب "پاور پوينت " است. و بطلان اين سند نيز به خوبي قابل اثبات است چرا كه تهيه پاور پوينت امري شاق و غير قابل انجام نيست. كافي است دانشجو يا استادي با اختصاص مدت زماني كافي چنين مطالبي را جمع‌آوري كرده و در قالب پاورپوينت ارائه نمايد.

ذوق زدگي بيش از حد فتنه‌گران و القاي فوق سري بودن متن ياد شده، همانقدر جذاب است كه سخنان و حركات طنز آميز و ابلهانه يكي ازعمله‌هاي بيسواد جريان فتنه - كه مي‌خواهد در جمله سران فتنه قلمداد شود - جذاب است.

2 - پيرامون اصل انتشار متن ياد شده در سايت‌هاي فتنه گران نقل قول‌ها و تحليل‌هاي متفاوتي در محافل سياسي مطرح است. گزاره‌اي از اين تحليل‌ها حاكي از آن است كه موقعيت فعلي بسيار شكننده و رو به زوال جريان فتنه از يكسو، عدم همراهي قاطبه ملت از سوي ديگر و نيز برخي پالس‌هاي مثبت پنهاني از سوي مثلث خاتمي‌، هاشمي و سيد حسن - كه تا ديروز اتحادي راهبردي با جريان فتنه را دنبال مي‌كردند - به نظام اسلامي باعث شده تا حلقه فتنه‌انگيزان با طراحي و يا انتشار زماني آن در حال حاضر به افراد ياد شده هشدارهايي صريح ارائه نمايند. به گونه‌اي كه انتشار اين متن و مانور رسانه‌اي روي آن به مثابه حق‌السكوت جريان فتنه از ايشان تلقي شده و از ادامه همراهي احتمالي و يا حفظ چارچوب‌‌هاي نظام اسلامي توسط آنان جلوگيري كرده و بدين ترتيب زوال حتمي جريان فتنه را اندكي به عقب اندازند.

اين جريان به خوبي مي‌دانند كه موسوي و كروبي، مرده‌هاي سوخته شده سياسي و مهره‌هاي مضحك اين جريان‌اند كه نه كارايي دارند و نه مي‌توان در ادامه مسير به ايشان چشم داشت. حفظ مثلث ياد شده براي جريان فتنه حداقل مي‌تواند قدرت چانه‌زني آنان با نظام اسلامي را- به زغم ناصحيح ايشان - بالا برد.

صرفنظر از تحليل اين تحليل و ميزان صحت سنجي آن، تنها در مورد كارآمدي مثلث ياد شده مي‌توان گفت آن زمان كه افراد ياد شده همراهي راهبردي خود با جريان فتنه را به پيش مي‌بردند نيز نتوانستند كاري از پيش برند تا چه رسد به زماني كه پرده از برخي اعمال نهاني آنان برداشته شده است.

تحليل ديگر نيز انتشار اين متن را از جمله حماقت‌هاي جديد جريان فتنه و نشان ديگري بر پايان اين جريان ارزيابي كرده و چون ناظر به نتيجه انتشار اين متن است متذكر مي‌شود كه به دليل مطالب متن ياد شده، حاصل جمع آن، هيچ فايده‌اي براي فتنه‌گران در برنداشته و آنان را بيش از پيش رسوا ساخته است.

3- فرصت انتشار متن ياد شده آن هم از سوي رسانه‌هاي فتنه‌گر، فرصت ايده‌آل و مطلوبي است كه فرماندهان پشت صحنه سران فتنه و حلقه‌هاي وابسته به ايشان پاسخگوي عملكرد به شدت هتاكانه خود در مقابل نظام اسلامي باشند. خاتمي، مهدي هاشمي، موسوي خوئيني‌ها، بهزاد نبوي، موسوي، و ساير وابستگان! در محاكم صالح قضايي و نيز در رسانه‌ها پاسخ دهند كه موضع آنان نسبت به اين متن و نيز سخنراني ياد شده چيست؟ اگر خود منكر اين سخنان و رفتار و عملكرد خود هستند با شواهد و قرائن متقن و واقعي كه مويد متن ياد شده بوده و همه ملت ايران آنرا لمس كرده و بابن دندان چشيدند چه خواهند كرد؟ اين در حالي است كه تاكنون نه تنها اين جماعت، اندك تكذيبي نسبت به اين متن ارائه ندادند كه اقدامات بعدي آنان نيز در همان مسير تفسير مي‌شود.

4 - آگاهان سياسي مي‌دانند زمانيكه هنگامه محاكمه و رو شدن اسناد نظام اسلامي از سران فتنه، فرماندهان پشت صحنه و حلقه‌هاي وابسته فرا رسد چه از لحاظ حجم، چه از حيث كيفيت و چه از لحاظ بازه زماني دربرگيري، اين اسناد غير قابل قياس با متن يا سخنراني ياد شده بوده و آنچه نظام اسلامي از هتاكي‌ها و فتنه‌انگيزي‌هاي ايشان در اختيار دارد بسي فراتر از اين حجم است. از اينرو جلوه دادن اين متن به عنوان متن نهايي! نظام عليه فتنه‌گران خود سندي بر بلاهت منتشر كنندگان آن است.

5 - پرواضح است كه مانور تبليغاتي بر سر اين متن، حداقل با هدف انحراف اذهان عمومي از مطالبه محاكمه و مجازات ظالمان اصلي متعدي به حيثيت نظام اسلامي صورت گرفته است. حال آنكه اكثر مطالب اين متن، خود گواهي بر غير قابل ترديد بودن ضرورت برپايي اين محاكمه و مجازات فرماندهان اصلي عمليات فتنه است. مطالبه عمومي ملت از دستگاه قضايي همچنان بر جاي خود باقي است و اميد مي‌رود تا با بصيرت بيش از پيش در اين مجموعه، اراده برخود با فتنه‌انگيزان هر چه زودتر عملياتي شود.

6 - خواننده متن ياد شده اگر متن مورد نظر را در كناري نهد، وتنها با مرور حوادث و اتفاقات سال 88 در ذهن و مشاهده تيتر رسانه‌ها به يقيين به گزاره‌اي دست مي‌يابد كه با خواندن آن دريافته است. از اينرو مي‌توان گفت كه تواتر اين نقل قول‌ها و همخواني آن با حوادث واقعي رخ داده شده، آنچنان بالا است كه انكار و يا توجيه آن فايده‌اي در بر نداشته و بدليل وجود اسناد ظاهري، راهي جز پاسخگويي باقي نمي‌ماند.

7 - آنچه در اين بين قابل ملاحظه است آنكه در متن منتشر شده از سوي فتنه‌گران نام و عملكرد برخي از سران فتنه نظير شخص برپا كننده اين غائله به فراموشي سپرده شده است. ضمن آنكه علاوه بر وي افرادي نظير مهدي هاشمي، كروبي، موسوي خوئيني‌ها و ... نيز بسيار بيش از اين كه در متن، مورد اشاره قرار گرفته دچار فتنه‌انگيزي - در مقطع مورد اشاره متن منتشره - شده‌اند.


8 - لازم است كه در اين مجال به اندكي از آنچه در متن ياد شده آمده اشاره شود. بديهي است كه انتشار آن مي‌تواند ذهنيت مردم را روشن‌تر كرده و قضاوت آنان را به ياري طلبيد .
اين بخش در 6 زير شاخه ذيل قابل احصا است:
1-8: مقابله با ولايت فقيه به عنوان اساس و پايه نظام اسلامي
2-8: نقش و اقدامات هاشمي رفسنجاني در حوادث فتنه
3-8: هماهنگي‌هاي جريان فتنه با دشمنان خارجي و بيگانه
4-8: تعبيه اهرم فشار به نظام اسلامي از طريق ساماندهي اغتشاشات
1-4-8: تحريك مراجع تقليد به رويارويي با نظام اسلامي
5-8: باوربه عدم تقلب از سوي فتنه‌گران
1-5-8: برنامه‌ريزي براي نظرسازي و انتشار آن به عنوان نظرسنجي
6-8: مقابله با ساختارهاي اصلي نظام اسلامي
و اما تفصيل اين بخش:
1-8: مقابله با ولايت فقيه به عنوان اساس و پايه نظام اسلامي

سرا ن فتنه كه تاكنون به صورت صريح در مورد متن منتشر شده توسط پايگاه‌هاي رسانه‌اي خود در جريان هتاك سبز ،واكنشي نشان ندادند اينك بايد پاسخگو باشند كه نظر ايشان در رابطه با اين اهداف ذكر شده در متن منتشر شده چيست؟آيا عملكرد علني قريب يكساله آنان چيزي جز اين اهداف ذكر شده بوده يا آنكه دقيقا همين اهداف را دنبال نموده‌اند؟زير سئوال بردن مباني انقلاب ،امام و رهبري و قرار دادن نوك تيز حملات و تهاجمات رسانه‌اي و تبليغاتي و هتاكي‌ها و جسارت‌ها به ساحت رهبري وقايعي بود كه به وقوع پيوست و امري پنهان و مخفي نمي‌نمود.چنانچه در متن منتشر شده آمده است:
"هدف و استراتژي ميان مدت و كوتاه مدت بلند مدت حذف رهبري و ولايت فقيه تغيير وتحديد قانون اساسي صدا وسيما شوراي نگهبان نيروهاي مسلح محدود كردن رهبري مصوبات مجلس حوزه دين و مذهب طرح محدودو پاسخگوكردن رهبري بازگشت به قدرت حذف احمدي نژاد به هر قيمت به وجود آوردن عزل رهبري توسط محاكم قضايي تدوين شرح وظايف جديدبراي رهبري ، تشريفاتي كردن رهبري بدون كمك رهبري با عبور از مباني ديني حذف نظارت استصوابي شوراي نگهبان "

بي‌شك افرادي كه نام‌ و متن عبارات و سخنان آنان در متن منتشر شده توسط حاميان رسانه‌اي جريان فتنه ذكر شده بايد پاسخگو باشند كه اين عبارات و سخنان از سوي آنان صادر شده است؟ آيا چنين سخناني را اساسا قبول دارند؟ البته در صورت انكار، برهان‌ديگري نيز مويد اين عبارات منتشر شده است و آن متن عملكرد اين افراد و جريان وابسته به ايشان است كه دقيقا منطق بر عبارات منتشر شده در فضاي مجازي است. در اين متن در ادامه هتاكي جريان فتنه نسبت به ساختار اصلي نظام اسلامي - ولايت فقيه - آمده است:

خاتمي : ( در راهپيمائي غير قانوني 25/3/88) باور داشته باشيد كه رهبري از اين جمعيت ترسيده است، و همين نقطه درست جاي فشار وارد كردن است . موسوي خوئيني ها : ما بايد بيائيم و توان بگذاريم به هر قيمتي آقاي خامنه‌اي را از تخت پائين بكشيم . او بايد بفهمد كه اين مملكت اين طور نيست كه ايشان باشد و هرجور بخواهد آن را به هر سمتي بكشاند . خاتمي و يارانش بالاخره كلي تجربه دارند.

ابطحي: موسوي به آقاي كروبي پيغام داده بود كه من تا آخر هستم . همچنانكه گفتم اين كلمه تا آخر هستم بهترين رمز و اسم شب تلاش براي سقوط و حذف رهبري است .
انتخابات رياست جمهوري اخير ، كه قطعاً تمهيدي همه جانبه براي حذف رهبري بود ، داراي عقبه قدرت مند و كينه توز داخلي در سطوح مديريت هاي مختلف نظام هم بود كه مديريت اين پروژه را در موارد بسياري به عهده گرفتند تا در انتخابات اعلام عملي پايان دوران رهبري رهبر معظم انقلاب را مطرح كنند . بحث اين انتخابات كه ازدو سال پيش كليد خورد به دو دليل مي توانست حذف و يا كم اثر كردن رهبري را در خود داشته باشد يكي به اين دليل كه احمدي نژاد بارها مورد حمايت رهبري قرار گرفته اند وديگر اينكه تطابق شعارهاي احمد ي نژاد با رهبري . به همين دليل حذف احمدي نژاد به معناي حذف عملي رهبري تلقي مي شد .

موسوي خوئيني‌ها : ( در ديدار علي محمد حاضري) آيا با اين اوضاع مي توان مردم را به مدت يك الي سه ماه در خيابان ها و در جلوي چشم همه مردم دنيا نگاه داشت . مي بايست از قضيه ابطال انتخابات فراتر برويم و اين يك راه جديدي است و اين جمعيت الان به عنوان بازيكنان اين جريان هستند . ما بايد در موضوع تخلفات انتخاباتي ابتدا از آقاي خامنه‌اي شروع كنيم كه برق از سر شوراي نگهبان مي پرد . آيا اين حضور مردمي مي‌تواند به اعتصاب و تحصن بيانجامد؟براي آقاي خامنه‌اي ابطال انتخابات به معناي اين است كه بايد يك عقب نشيني را شروع كند كه معلوم نيست ته آن به كجا كشيده مي شود . كاري نكنيد كه اين قضيه ظرف يك هفته بسته شود . اگر مهندس بتواند اين حركت را به روشي آرام اما مستمر تر تبديل كند خيلي مفيد است

بهزاد نبوي : ما بايد از لجبازي هاشمي با احمدي نژاد بهره لازم را ببريم ما بايد از شوراي فقاهت آقاي هاشمي دفاع كنيم و رهبري را منزوي نمائيم

موسوي خوئيني ها : انتخاب خاتمي در سال 76 يك سيلي به گوش حاكميت بود اما ما نتوانستيم آن جريان را حفظ كنيم كه همين مطلب هم باعث شد كه حاكميت دوباره خودش را بازسازي كند . انتخاب مجدد خاتمي نماد مخالفت با حاكميت است

ابطحي : كروبي و موسوي البته در چند نقطه وحدت نظر هم داشتند . يكي از آنها اينكه در صورت رأي آوردن ولايت فقيه را مهار كنند
آقاي خاتمي گفته بود ما هدف بزرگتري داريم . مهم اين است كه در انتخابات بايد پيروز شويم و لذا نبايد در ستاد افرادي باشند كه روزنامه ها از آنان به عنوان جريان تندرو ياد كنند و اصل پروژه پيروزي در انتخابات كه تنها راه مهار كردن رهبري است آسيب ببيند

ابطحي : در مشاركت رضا خاتمي معمولاً صريح تر از ديگران در مورد رهبري حرف مي زند . اصل ديدگاه رضا خاتمي در مورد رهبري اين است كه بايد تا جايي كه ممكن است در برابر نظرات ايشان مقاومت كرد تا ايشان در موضوعات مختلف عقب نشيني كنند .
متأسفم كه بايد اعتراف كنم كه آقاي خاتمي به اعتقاد من كمترين ارادت و علاقه را به رهبري -به عنوان رهبري نظام - دارد و براي اينكه در اين انتخابات روي رهبري را كم كنند خيلي تلاش كرد . بارها در جلسات خصوصي به مامي گفت اگر انتخاب شويم ديگر آقاي خامنه اي آن آقاي خامنه اي قبلي نخواهد بود
موسوي خوئيني ها : اين ولايت فقيه يك امر غير عقلا يي است كه واقعا هم هست عقلا يي به معني امروز دنيا.

تاج زاده : به نظر من انقلاب اسلامي مي تواند نظامي بدتر از رژيم شاه را در ايران مستقر كند . من استبداد ديني را هم براي اسلام و هم براي ايران بدتر از استبداد لائيك مي دانم.

موسوي خوئيني ها : ما بايد تكليف خودمان را با اين رژيم مشخص كنيم . ما مديون امام هستبم ولي امام چيزهايي فرموده كه با گذشت زمان نتيجه مي گيريم كه موفقيتي در آن نيست و حكومت دچار مشكل شده است .

سيد محمد خاتمي : اگر در اين انتخابات احمدي نژاد سقوط كند عملاً رهبري حذف مي شود . اگر به هر قيميتي و به هر شكلي اصلاحات دوباره بر حوزه سياسي و اجرايي كشور باز گردد، ديگر رهبري اقتداري در جامعه نخواهد داشت . سقوط اصولگرايان به معناي پايان اقتدار رهبري تلقي مي شود . با شكست اصولگرايان بايد قدرت آقاي خامنه اي را مهار كرد.

موسوي خوئيني ها: من به دوستان گفتم اگر مي خواهند در شوراي نگهبان مطلبي در مورد انتخابات شروع كنند ابتدا از آقاي خامنه اي شروع كنند و بگويند تخلفات از ايشان شروع شده است . ايشان ( رهبري ) مي داند اگر يك قدم به عقب برود ( ابطال انتخابات ) بايد تا آخرش عقب برود .

آغاجري : ما در دولت خاتمي يكي از پايه هاي ولايت فقيه را منهدم كرديم و با پيروزي موسوي در انتخابات همه پايه هاي ولايت فقيه را فرو خواهيم ريخت

بهزاد نبوي :احمدي نژاد كه عددي نيست . آن كس و آنجايي و آن مركزي را بايد تحت فشار بگذاريم كه اصلي ترين نقش را دارد .بالاخره ما بايد ببينيم با آقاي خامنه اي چكار كنيم . اگر آقاي خاتمي رفت ثبت نام كند بگويد كه من ولايت مطلقه را تنها در چارچوب قانون اساسي قبول دارم و اين يعني محدود كردن رهبري

موسوي خوئيني ها : اگر احساس مردم اين باشد كه احمدي نژاد راي ندارد ولي راي بياورد، آثار و تبعات سياسي اين مشكل به دوش آقاي خامنه اي خواهد بود .

موسوي لاري: بالاخره آقاي خامنه اي هم وارد يك چالش شدهاست كه اگر حواسش جمع نباشد ممكن است اين شتر درب خانه ايشان هم بخوابد و فقط قرار نيست درب خانه هاشمي بخوابد، حالا احمدي نژاد رئيس جمهور قانوني شده و مشكلي ندارد و هر چه هست متوجه آقاي خامنه اي است .

موسوي خوئيني ها :اگر كسي شك داشته باشد كه اين جبهه اي كه يك طرف آن آقاي خامنه اي و يك طرف هم مهندس موسوي ، خاتمي و در كل مردم قرار گرفته اند، كداميك حق هستند . اين رفتارهاي اينها ( حاكميت ) دليل اين است كه آنها باطل هستند . به نظر من اگر آقاي خاتمي را مثل معين رد صلاحيت كنند بعداً ايشان حكم حكومتي را نپذيرد و از صحنه كنار برود .

موسوي خوئيني ها: الان رياست جمهوري دو تا چهار سال است، مي شود رهبري را دو تا 5 سال كرد و بعد از آن هم كنار برود . سال گذشته ما در كنگره سازمان مشاركت دعوت بوديم كه مطالبي در خصوص موقتي بودن رهبري از آقاي حجاريان مطرح اما من با آقاي نبوي به اين جهت كه من و خاتمي آنجا نشسته بوديم اعتراض كردم كه چرا چنين مطلبي در حضور ما خوانده شده است و اين مطلب براي آينده تحزب و گروههاي سياسي مفيد نيست حال درست است كه ما هم در اين موضوع - موقتي بودن رهبري - با شما هم عقيده هستيم .

سران فتنه و صحنه گردانان پشت صحنه كه اين سران معلوم‌الحال را به رويارويي با نظام اسلامي فراخواندند عملكردي جز موارد ياد شده نداشتند. البته مي‌توان علاوه بر مطالب ياد شده موارد متعدد و فراوان ديگري را نيز افزود و به واقع ادعا كرد كه متن انتشار يافته اندكي از پرونده قطور هتاكي سران فتنه است و آن زمان كه قرار بر محاكمه اين افراد فرا رسد بايستي پاسخگو باشند كه چرا چنين منافقانه و سالوس‌وار، ادعاي همراهي با آرمان‌هاي ملت ايران داشتند اما در خفا چنين هتاكانه بدنبال هدم اساس نظام اسلامي، منزوي ساختن مردم و تحميل نظرات خود به جمهمور مردم برآمدند.

مهدي هاشمي، خاتمي، موسوي خوئيني‌ها، موسوي، كروبي و ساير حلقه‌هاي مرتبط با جريان فتنه بايد وادار به پاسخگويي شوند تا حقايق نهفته اين جريان آشكارتر گردد چرا كه به هر صورت آنچه فتنه 88 را تدارك ديد، واقعيتي بود كه حتي اگر هيچگونه مدرك و نوشتاري نيز از فتنه گران در ميان نبود، به يقين مي‌شد آنچه امروز در چنين متن‌هايي مشاهده مي‌شود را دريافت.


2-8: نقش و اقدامات هاشمي رفسنجاني در حوادث فتنه

آنچه از نقش هاشمي رفسنجاني در وقايع سال 88 و تحركات وي در سال 87 مي‌توان دريافت چيزي جز تعيين استراتژي‌ها و راهبردها و به كار بردن تاكتيك‌هايي براي رسيدن به اهداف خود نيست. در اين متن منتشر شده ،هدف و استراتژي هاشمي رفسنجاني دقيقا منطبق با اهداف جريان هتاك و برانداز و در ابعاد كوتاه و بلند مدت ذكر شده كه خوب است اين فرصت محلي براي پاسخگويي وي نسبت به اين مطالب باشد.همگان در دايره نظام وانقلاب اسلامي خشنود خواهند شد كه وي اين اهداف را نفي كرده و به پيوستگي با خط انقلاب و رهبري تاكيد كند. توضيحات وي مي‌تواند روشنگري كرده و فضا را از ابهام خالي نمايد.در متن آمده است:

"نقش هاشمي هدف : بسط قدرت و اعمال حاكميت و ايفاي نقش مطلق در كشور استراتژي بعد از انتخابات قبل از انتخابات استراتژي 2 : ايجاد وحدت ميان اصلاح طلبان استراتژي 3 : ايجاد بي ثباتي و عدم استقرار اوضاع در كشور براي وادار كردن حكومت به پناه آوردن به هاشمي براي رسيدن به هدف تاكتيك اول : اطمينان يافتن ازپيروزي قطعي احمدي نژاد و شلوغ كردن فضاي اصولگرايان ( با انتشار نامه ) تاكتيك دوم : عدم مشروعيت دولت احمدي نژادو زمينه سازي اغتشاش واجراي آن توسط منسوبين درجه يك و ابطال انتخابات تاكتيك سوم : طرح حكميت تاكتيك اول : تلاش جهت ايجاد وحدت ميان اصلاح طلبان در مورد كانديداتوري خاتمي تاكتيك دوم : شكست تاكتيك اول و پيگيري تمركز اصلاح طلبان در مورد آمدن ميرحسين تاكتيك چهارم : ايجاد فشارجهت تشكيل دولت ائتلافي از طريق رايزني با مجلس استراتژي 1 : ايجاد انشقاق در ميان اصولگرايان تاكتيك اول : طرح دولت صالح با رياست ناطق يا روحاني تاكتيك دوم : طرح دولت وحدت ملي ( جشن سي امين سالگرد تشكيل مجلس ) تاكتيك سوم : طرح دولت ائتلافي ( قاليباف، لاريحاني و رضايي ) تاكتيك پنجم : پيگيري عدم كفايت سياسي رئيس جمهور در مجلس "

ابطحي: هاشمي رفسنجاني با حمايت مالي موسوي را هدايت كرد . هر دو به يك چيزي انديشيدند [ خاتمي و هاشمي ] . يك اصلاح طلب رئيس جمهور شود تا رهبري در جامعه قدرت مطلق نباشد . به هر قيمتي

حسين مرعشي : در جلسه اي كه با آقاي هاشمي داشتيم ، ايشان به ما تكليف كرد كه بايد زير بيرق موسوي برويد . امسال من يك جهاد و رسالت دارم، وآن هم برداشتن احمدي نژاد است.

ابطحي : آقاي هاشمي رفسنجاني و مهدي از قول پدرش به سختي معتقد بودند كه آقا همچنان طرفدار احمدي نژاد است ولي بايد آنقدر فشار آورد كه يا آقا از احمدي نژاد دست بكشند و يا فضا به گونه اي باشد كه آقا جرأت نكنند از احمدي نژاد حمايت نمايند.بيت هاشمي رفسنجاني از خودش تا فرزندانش و همسرش فشار اصلي را داشتند كه احمدي نژاد رأي نياورد . نظريه هاشمي اين بودكه هر كس كه مي تواند احمدي نژاد را به زمين بزند بايد مورد حمايت قرار گيرد . هيچ شرطي هم نداشت . تمام سرمايه مالي اين كار را هم متقبل شده بود

موسوي خوئيني ها: مجمع روحانيون مبارز نبايد موضع خود را جلوتر از آقاي هاشمي اعلام كند و همواره بايد پشت سر ايشان و به آرامي حركت كند

ابطحي : مهدي هاشمي : در چند ماه آينده ما انتخابات رياست مجلس خبرگان داريم و بايد دست به عصا برويم تا پدرم رئيس مجلس خبرگان شود . همه چيز مملكت به آنجا مربوط است اگر پدرم رئيس نباشد و اتفاقي بيفتند مملكت از دست مي رود استنباط همه بر اين است كه آقاي هاشمي رفسنجاني از اهرم رياست مجلس خبرگان براي تغيير رهبري و يا حداقل رهبري آينده قصد استفاده دارد . مهدي هاشمي بخصوص هميشه نيش سخنانش به رهبري است . رسماً در جلسه اي كه در حرم امام بود مي گفت رو كم كني خوبي از آقا شد بنا به گفته فرزندشان [ مهدي هاشمي ] پيغام آقاي هاشمي به اوباما بوده است كه تا قبل از انتخابات ايران ، با ايران وارد مذاكره نشوند .

3-8: هماهنگي‌هاي جريان فتنه با دشمنان خارجي و بيگانه

موضوع هماهنگي‌ها و ارتباطات حلقه‌هاي فتنه‌گران در طول زمان برپايي غائله فتنه، پيش و حتي مدت‌ها پس از آن با شبكه‌هاي رسانه‌اي و تبليغاتي - كه البته به طور غير علني وابستگي به سرويس‌هاي بيگانه دارند- و حتي در علن ارتباط گيري‌ها با سرويس‌هاي بيگانه و دشمن از جمله موارد ملموس و قابل بررسي در جريان فتنه بوده است .متن منتشر شده نام عده‌اي از حلقه‌هاي فتنه‌گران با كشورهاي بيگانه و متخاصم را برده كه خوب است اين افراد نسبت به چگونگي اين ارتباطات و احيانا ارائه توضيحات تكميلي به افكار عمومي واكنش نشان داده و نحوه اين مراودات و نتايج آن‌ها را بيان كنند.در اين متن در رابطه با برخي از افراد و نحوه ارتباط آنان آمده است:

حلقه كروبي
تقي كروبي ( انگليس و امارات ) عطاء ا … مهاجراني ( انگليس ) هنگامه شهيدي ( انگليس ) جميله كديور ( انگليس ) ابطحي ( عربي و غرب ) فياض زاهد ( انگليس ) نوري شاهرودي ( عربي ) شيرين عبادي ( غرب = آمريكا )

حلقه خاتمي
محمد خاتمي ( غرب،آمريكا وعربي ) محمد رضا خاتمي ( انگليس ) صادق خرازي ( غرب و آمريكا ) امين زاده ( غرب ) البرزي ( غرب و آمريكا ) خوشرو ( غرب ) ابطحي ( عربي - غرب ) مهاجراني ( انگليس ) علي خاتمي ( غرب ) هاديان ( آمريكا ) سمتي ( آمريكا ) عطريانفر ( آمريكا ) بهزاد نبوي ( غرب و آمريكا ) سراج الدين موسوي ( آمريكا ) دختران خاتمي ( انگليس ) علي طباطبايي اردكاني ( غرب ) ( داماد تاجزاده )

حلقه هاشمي
مهدي هاشمي ( عربي-غرب ) فائزه هاشمي ( انگليس-غرب ) محسن هاشمي ( عربي-غرب ) كرباسچي ( غرب ) ياسر هاشمي ( عربي-غرب ) حسين مرعشي ( غرب ) فاطمه هاشمي ( اروپا ) نوري شاهرودي ( عربي ) محمد هاشمي ( آمريكا ) عطريانفر ( آمريكا )

حلقه موسوي كه علاوه بر حلقه خاتمي به طور كامل در اختيار موسوي قرار گرفت عبارت است از:
شاهپور كاظمي ( غرب ) سارا موسوي ( انگليس ) ابوالفضل فاتح ( انگليس )

ابراهيم يزدي در گفتگو با جمعي از اعضاي حزب منحله مشاركت :براي اينكه به حاكميت فشار آوريد شرط آن برگزاري انتخابات تحت نظارت بين المللي است . اگر مي خواهيد اين فرايند اصلاح طلبي يا زايمان، طبيعي و سالم باشد چاره اي نداريد جز اينكه مطرح كنيد نظارت بين المللي مي خواهيم … بگوئيد ما به اين گروهي كه انتخابات را برگزار مي كنند اطمينان نداريم …انتخابات پيش رو با گذشته متفاوت است . در شرايط سياسي و آرايش نيروهاي فعلي، با استراتژي قبل اگر شركت كنيد موفق نمي شويد

خاتمي : براي پيروزي در انتخابات نياز به يك شوك اجتماعي داريم . علاوه بر آن به شوك خارجي هم نياز داريم .

مجيد انصاري : ارسال بيانيه تند شماره سه مجمع روحانيون به شبكه بي‌بي‌سي فارسي به منظور انتشار به شكل زير نويس با ادعاي اينكه با توجه به اينكه شبكه‌هاي داخلي و سايت‌ها فيلتر هستند بايد از شبكه‌هاي خارجي بهره جست .

كيان تاج بخش : زماني كه آقاي خاتمي در نيويورك بود موفق شدم جلسه خصوصي شام با حضور آقاي سروس تدارك ببينم . آقايان ظريف، ريختر و ناير هم بودند . ايشان چيزي در مورد صحبت هاي انجام شده نگفت

سفارت انگليس از تمام كاركنان محلي دعوت كرد تا به صورت فعال در صحنه نا آرامي ها و اغتشاشات خياباني تهران حاضر شده و نسبت به جمع آوري خبر و نيز تهيه عكس و فيلم اقدام نمايند . خانواده هاي كارمندان سفارت انگليس از 10 روز گذشته ( در مقطع نا آرامي ها ) جمهوري اسلامي ايران را بدليل نا امني ترك كرده اند . سفارت انگليس از ساير نمايندگي هاي خارجي غربي در خواست كرده تا در هنگام فرار تظاهركنندگان ،با بازگذاشتن درب سفارت به آنها پناه بدهند . سفارت انگليس از مراكز نمايندگي هاي خارجي درخواست دارو و براي مجروحين كرده بود . ساير كشورهاي خارجي نيز عوامل خود را در اغتشاشات اخير كشور به منظور جمع آوري اخبار و هدايت اغتشاشات فعال نموده بودند .

ميرحسين موسوي شنبه شب (30 فروردين ) در دفتر روزنامه دولتي اطلاعات با 2 تن از اعضاي نهضت آزادي جلسه برگزار كرد . هرچند پيش از اين و در تاريخ 23 فروردين مير حسين موسوي با 3 نفر از اعضاي نهضت آزادي و جبهه ملي ( يكي از افراد عبدالعلي بازرگان بود ) جلسه اي محرمانه برپا كرده وبه تبادل نظر با اين افراد پرداخت، اما جلسه محرمانه شنبه شب با غلامعباس توسلي و عزت ا … سحابي كه از سوي محمود دعايي و برخي سران سازمان مجاهدين و حزب مشاركت مشايعت مي شدند،محتوايي ديگر داشت . ميرحسين موسوي دراين جلسه به تعريف و تمجيد از فعاليت هاي نهضت آزادي د رقبل و بعد از انقلاب پرداخت وي دراين محفل فعاليت هاي نهضت آزادي را در راستاي آرمان هاي انقلاب دانست و به همين خاطر از آنان قدرداني كرد . در اين جلسه اعضاي سازمان و مشاركت هم تعابيري از مير حسين موسوي و ضرورت حمايت از وي را مطرح كردند و به نوعي ديدگاه هاي نهضت آزادي و خود را همپوشان با باورهاي ميرحسين موسوي و ضرورت حمايت از وي را مطرح كردند … ميرحسين در ادامه خواستار حمايت نهضت آزادي از خود در انتخابات آتي رياست جمهوري شد . محمد توسلي : … در زمينه انتخابات گفت و گوهايي هم با سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي و هم جبهه مشاركت داشته ايم ولي اين گفت و گوها محدود بوده است . … وجه اشتراك ما با بقيه اصلاح طلبان در اين است كه همه در شرايط كنوني بر يك نامزد واحد تأكيد مي كنيم واين را يك ضرورت براي پيروزي اصلاح طلبان مي دانيم

خاتمي: گزارش خاتمي از سفر به عربستان و ديدارهاي خصوصي وي با ملك عبد الله و تعريف ملك عبد الله از وي و هاشمي . در آن جلسه ملك عبد الله به شدت از اوضاع سياسي ايران انتقاد مي نمايد .

4-8: تعبيه اهرم فشار به نظام اسلامي از طريق ساماندهي اغتشاشات

يكي از شگردهاي متخذ از انقلاب هاي مخملين، فشار سياسي به نظام‌ها از طريق پياده نظام مردمي و غبار آلود ساختن فضا از طريق ايراد شبهات به بدنه مردم براي جذب آنان و به كارگيري آنان در اين مسير بوده است. متن منتشر شده حاكي از اهتمام فراوان و علاقه حداكثري سران و حاميان جريان فتنه به بهره‌گيري از اين ظرفيت براي پياده سازي اهداف شوم عليه نظام اسلامي است. امري كه همه مردم ايران و حتي مردم سراسر جهان - كه با حمايت رسانه‌اي رسانه‌هاي صهيونيستي از جريان فتنه در جريان حوادث داخلي سال 88 ايران قرار گرفتند - به وضوح در كف خيابان‌ها آن را مشاهده كردند كه حتي اگر هيچ سخني از مهدي هاشمي يا خاتمي و خوئيني‌ها نيز در نگهداري پياده نظام و ميليشيا در كف خيابان موجود نمي‌بود، واقعيت حاكي از اين اهتمام بود. البته خوب است كه سران فتنه، موسوي خوئيني‌ها و ديگر سازمان‌ دهندگان جريان فتنه سخن منتشر شده از خود در فضاي مجازي را تكذيب كنند اما هرگز نخواهند توانست اهتمام عيني و عملي خود در اعمال فشار به نظام اسلامي را منكر شوند. تا بدان جا كه مقام معظم رهبري انقلاب اسلامي - مدظله - در نماز جمعه تاريخي 29 خرداد خود - كه با حضور خيل عظيم مردمي برپا شد - در اين زمينه فرمودند:

"انتخابات براى اين است كه همه‌ى اختلافها سر صندوق رأى حل و فصل بشود. بايد در صندوقهاى رأى معلوم بشود كه مردم چى ميخواهند، چى نميخواهند؛ نه در كف خيابانها. اگر قرار باشد بعد از هر انتخاباتى آنهائى كه رأى نياوردند، اردوكشى خيابانى بكنند، طرفدارانشان را بكشند به خيابان؛ بعد آنهائى كه رأى آورده‌اند هم، در جواب آنها، اردوكشى كنند، بكشند به خيابان، پس چرا انتخابات انجام گرفت؟ تقصير مردم چيست؟ اين مردمى كه خيابان، محل كسب و كار آنهاست، محل رفت و آمد آنهاست، محل زندگى آنهاست، اينها چه گناهى كردند؟ كه ما ميخواهيم طرفدارهاى خودمان را به رخ آنها بكشيم؛ آن طرف يك جور، اين طرف يك جور. براى نفوذىِ تروريست - آن كسى كه ميخواهد ضربه‌ى تروريستى بزند - مسئله‌ى او مسئله‌ى سياسى نيست؛ براى او چه چيزى بهتر از پنهان شدن در ميان اين مردم؛ مردمى كه مي خواهند راهپيمائى كنند يا تجمع كنند. اگر اين تجمعات پوششى براى او درست كند، آنوقت مسئوليتش با كيست؟ الان همين چند نفرى كه در اين قضايا كشته شدند؛ از مردم عادى، از بسيج، جواب اينها را كى‌ بناست بدهد؟ واكنشهائى كه به اينها نشان داده خواهد شد - تو خيابان از شلوغى استفاده كنند، بسيج را ترور كنند، عضو نيروى انتظامى را ترور كنند - كه بالاخره واكنشى به وجود خواهد آورد، واكنش احساسى خواهد بود. محاسبه‌ى اين واكنشها با كيست؟ زورآزمائى خيابانى بعد از انتخابات كار درستى نيست، بلكه به چالش كشيدن اصل انتخابات و اصل مردم‌سالارى است.

من از همه مي خواهم به اين روش خاتمه بدهند. اين روش، روش درستى نيست. اگر خاتمه ندهند، آنوقت مسئوليت تبعات آن، هرج و مرج آن، به عهده‌ى آنهاست.

اين تصور هم غلط است كه بعضى خيال كنند با حركات خيابانى، يك اهرم فشارى عليه نظام درست ميكنند و مسئولين نظام را مجبور ميكنند، وادار ميكنند تا به عنوان مصلحت، زير بار تحميلات آنها بروند. نه، اين هم غلط است. اولاً تن دادن به مطالبات غير قانونى، زير فشار، خود اين، شروع ديكتاتورى است. اين اشتباه محاسبه است؛ اين محاسبه‌ى غلطى است. عواقبى هم اگر پيدا كند، عواقبش مستقيماً متوجه فرماندهان پشت صحنه خواهد شد. اگر لازم باشد، مردم آنها را هم در نوبت خود و وقت خود خواهند شناخت ".
در متن منتشره در اين رابطه آمده است:

ابطحي : سازماندهي اصلي اغتشاشات و به هم ريختن اوضاع اجتماع معتقدم سه مرحله داشت : يك راس داشت . يك بدنه محركه داشت يكي هم مردم مختلفي كه از جاهاي مختلف جمع مي شدند يعني در واقع اون جسم كار . اينا حوادث بعد از انتخابات رو شكل دادند . فرماندهيش خاتمي بود در مرحله اول هاشمي بود در مرحله دوم موسوي خودش بود دكتر روحاني بود به صورت نيمه پنهاني و بعد هم آقاي كروبي بهشون اضافه شد . اينا مجموعاً كارهاي سياسي اداره حوادث بعد از انتخابات رو به عهده داشتند .

بعد از پايان انتخابات هم اولين جلسه هماهنگي مسائلي كه به آشوبها منجر شد در دفتر... صورت گرفت . ظهر شنبه آقاي خاتمي با آقاي ... ملاقات داشتند بعد از ظهر شنبه يك جلسه فوق العاده اي مجمع گرفتند توي جلسه فوق العاده مجمع حرفهايي كه آقاي خاتمي از قول آقاي ... زد چند نكته بود يكي اينكه ما در تنفيذ شركت نمي كنيم يكي هم اينكه ما تا آخر مي ايستيم تا رأي ها بازشماري شود . حاج حسن آقا ، بعد از انتخابات فعال بود . مهمترين آن جلسه اي بود كه ظهر شنبه به اتفاق آقايان خاتمي و موسوي و ... در دفتر آقاي ... برگزار كردند . در آن جلسه آقاي موسوي از آنها خواسته بود كه او را تنها نگذارند . در همان جلسه تصويب شده بود كه سازمانهاي ديگر هم براي تجديد انتخابات بيانيه بدهند . در همان جلسه تصويب كرده بودند كه آقايان خميني ، خاتمي ، موسوي و ... در جلسه تنفيذ رأي آقاي دكتر احمدي نژاد شركت نكنند

رمضان زاده : در جلسه 23/3/88 بحث درخواست تجمع براي طرفداران مهندس موسوي،ايجاد جبهه مقاومت مدني،تشكيل جبهه مقاومت نخبگان،تحقير طرفداران احمدي نژاد در جشن پيروزي در انتخابات واستفاده ازعكس موسوي توسط طرفداران مطرح شد

ابطحي : تحليل مركز تحقيقات استراتژيك ( مجمع تشخيص مصلحت ) اين بود كه آقاي خامنه اي فقط با ريختن مردم در خيابان ها خواهد ترسيد . همچنين بخش سياست خارجي مركز با وجود واعظي ،موسوي و بانك همين استراتژي را به خارج منتقل مي كردند كه در ايران بايد مقاومت كند تا رهبري بترسد و تسليم شود .( ب ) موسوي خوئيني ها : مي بايست از قضيه ابطال انتخابات فراتر برويم و اين يك راه جديدي است و اين جمعيت به عنوان بازيكنان اين جريان هستند . بايد هزينه ها‌ آنقدر بالا برود كه حتما انتخابات ابطال شود چون معني ابطال فراتر از بحث رياست جمهوري است يعني حاكميت را مجبور به عقب نشيني كرديم از مردم مي توان خواست به اشكال مختلف به مخالفت هاي مدني بپردازند در قدم اول بايد انتخابات ابطال و سپس شوراي نگهبان عوض شود مهدي هاشمي به امين زاده: پيگيري كنيد 120 نفر از اساتيد دانشگاه شريف استعفا دهند . موسوي خوئيني ها : رهبري اين اعتراض به حاكميت با مهندس موسوي است . كاري نكنيد اين قضيه ظرف يك هفته بسته شود اگر مهندس بتواند اين حركت را به روشي آرام اما مستمر تبديل كند خيلي مفيد است .

محمد جواد مظفر : ما دچار يك مشكل هستيم كه اگر بخواهيم نرم نرمك و دموكراتيك يا خيلي در چارچوب نظام حركت كنيم مشكل حل نخواهد شد

زهرا اشراقي : اين عين كودتاست . يك انقلاب عظيم مردمي در راه است . قطعا موسوي كوتاه نخواهد آمد . فاطمه كروبي حال كه نظام مجلس هشتم را اينگونه رقم زد، ما هم بايد به آنها بفهمانيم كه در چنين شرايطي قدرت عكس العمل داريم و اين توان را داريم كه فضا را تند كنيم .

جهانبخش خانجاني: فردا قرار است همه ماشين‌ها با پارچه مشكي بر روي آنتن‌ها و با روشن كردن ضبط ماشين و پخش صداي قرآن در سطح شهر حركت نمايند، بايد جوّي ايجاد نمود تا تكليف همه چيز معلوم شود .

حمزه كرمي ( مسئول سايت جمهوريت ): آقاي موسوي بيانيه داده و جنگ هنوز ادامه دارد … اين كاري كه تمام شده نظام قطعاً براي آن هزينه پس مي‌دهد يعني نيروهايش مأيوس مي‌شوند، تازه اگر جنگ و درگيري خياباني نشود؛

ابطحي : "… يونسي گفت كه آقاي خامنه اي فقط وقتي مي ترسد عقب نشيني مي كند و به همين دليل آقاي خامنه اي الآن اين فضايي كه هست يكي دو روز ديگر بايد اين فضا را نگه داشت كه اين ديدگاه هاشمي هم بود . " نظام وقتي مشروعيتش را از دست داد، از دست مي‌رود . " عرب سرخي : " سازمان حضور آرام و مسالمت آميز مردم در خيابانها و در اعتراض به روند برگزاري انتخابات و اعلام نتايج آن را تاييد مي كرد و مكررا بر همه اين اجزا تاكيد داشت . "

بهزاديان نژاد : طي دستورالعملي از كليه استان ها مي خواهد كه حاميان موسوي را به صورت سازماندهي شده از چند شب قبل از انتخابات به خيابان ها بياورند

ابطحي : به من زنگ زد [ تاج زاده ] و گفت زمينه كاملاً آماده است ما قصد داريم از خيابانها حسابي استفاده كنيم . كسي كه به تز نگهداري مردم در خيابانها بسيار اهميت مي داد تاج زاده بود و چون ابزار جوانان ستادها را در اختيار داشت اين تز عملياتي مي شد .

جواد امام : (17/3/88 جلسه ستاد موسوي ) به هر طريق ممكن ولو بدون مجوز راهپيمايي از انقلاب تا آزادي را در روز چهار شنبه برگزار كنيم چون مانور قدرت خوب است

ابطحي : ستاد اصلاح طلبان اينها همه از قبل براي آوردن آدم توي خيابانها براي اين گذاشته بودند كه پيش بيني يك طراحي از قبل آماده شده اي براي آن شب داشته باشند . اگر هم پيروز مي شدند به عنوان جشن تبديل مي كردند به يك رو كم كني احمدي نژاد و شلوغ بازي و اين حرفها .

اولين بار بود آقاي خاتمي به فكر لشكر انساني براي انتخابات افتاده بود اين خيلي مشكوك بود اين دفعه اولين بار بود كه چهار تا لشكر انساني درست شد لشكر انساني كه اولي موج سوم بود در اين دفعه آقاي خاتمي و ستادشان نيرو جمع كردند نيرو به درد شب تظاهرات مي خورد

ابطحي : آقاي [ سيدمحمد ] خاتمي : بايد فضاي عمومي شهر و خيابانها را در حال آماده باش نگهداشت كه مهندس موسوي بتواند با كمك ماها از اين فضا استفاده كند مجمع روحانيون مبارز هم جلسه فوق العاده گذاشت كه در آن آقاي سيدمحمد خاتمي گفت كه در جلسه آقاي [ مهندس ميرحسين ] موسوي و ...و... قرار گذاشته اند كه موسوي را حمايت كنند و موسوي پيام هاي خودش را منتشر كند و مردم را در خيابان نگهدارد كه حتماً تجديد انتخابات و يا حتي تجديد شمارش انتخابات اگر صورت بپذيرد پيروزي مهمي براي ... ، خاتمي و موسوي است .

اعترافات محمد عطريانفر : "… كسي كه به تز نگهداري مردم در خيابان‌ها بسيار اهميت مي‌داد تاج زاده بود و چون ابزار جوانان ستادها را در اختيار داشت اين تز عملياتي مي‌شد . "

در جلسه مورخ موسوي خوئيني ها، انصاري و سايرين مطرح كردند : كه وظايف كميته امور روحانيون به شرح ذيل است : تشكيل ستاد اعزام روحانيون جمعيت تبليغ انتخاباتي مذاكره با علماي سطح اول و دوم حوزه و ساير شهرستانها ارسال نامه و تماس تلفني با ائمه جمعه و جماعات در نقاط مختلف كشور

محتشمي پور : اين انتخابات فاقد مشروعيت است لذا هر روز از ساعت 10 بايد الله اكبر بگويند تا ابطال

برخي از اعضا مجمع روحانيون نظير موسوي خوئيني ها، موسوي لاري ، انصاري و … با حضور در بالكن ساختمان به سر دادن شعار الله اكبر پرداختند .

موسوي خوئيني ها : ما نبايد خدشه اي را كه بر انتخابات افتاده رها كنيم و نا مشروع بودن اين دولت بر آمده از اين انتخابات را پيگيري كنيم . اين فرصت خوبي است .

مجيد انصاري : ما بايد در نيمه شعبان يك بيانيه بدهيم و در آن دولت را نا مشروع اعلام نمائيم . مباحث نماز جمعه را نيز ذكر كنيم تا بتوانيم مردم را تحريك كنيم .

خاتمي :ما بايد امشب يك بيانيه بدهيم مبني بر اين باشد كه ما اين نتيجه را نمي پذيريم و پيشنهاد ابطال انتخابات را مطرح كنيم . ما ديگر نمي توانيم به هيچ دليلي مردم را در صحنه بياوريم . چرا ديگر از مردم بخواهيم كه راي دهند و بايد حرفهايمان را به مردم بزنيم . محتشمي پور: مي بايست بيانيه جديدي داد و در آن درخواست كرد كه عاملان كشتارها چه از نيروهاي مسلح و يا لباس شخصي ها محاكمه شوند . و يك تيم تحقيق زير نظر مراجع قم كار كارشناسي كند .

موسوي لاري: موسوي لاري پيشنهاد مي دهد در انتهاي بيانيه اينگونه بيان شود : اي ملت شريف ايران به انتخابات مخدوش و به دولت برآمده از آن صحه نگذاريم و در اين راه گام نخست بايد پيشنهادهاي آيت الله هاشمي تلقي شود . موسوي خوئيني ها: به نظر من بايد متني ملايم ( خطاب به رهبري ) بنويسيم و در ابتداي آن يك زيارت جامعه ( كنايه ) بخوانيم و از علاقمندي به ايشان بنويسيم و اشاره كنيم كه كاري كه رئيس جمهور ( بحث هاشمي در مناظره ) انجام داد در شان رياست جمهوري كشور نيست . مجيد انصاري در: متني با اين محتوا قابل توجه دوستاني كه به راهپيمايي و تجمع نيازمندند، حماسه اي ديگر در راه است ، نماز جمعه 26 تير ماه به امامت آقاي هاشمي در تهران موج سبز به پا خاست .

موسوي خوئيني ها: خواسته مردم كاملاً روشن است و آن ابطال انتخابات است و ما نبايد چيزي كمتر از آن بخواهيم و از آنطرف هم بايد سعي كنيم كه از اين هم جلوتر نرويم ، مردم در اين جريان خودشان را طرف حاكميت مي دانند و نه با عنوان اينكه حق مهندس موسوي ، كروبي يا محسن رضايي را خورده موسوي خوئيني ها:در كل به نظر من الان راهپيمايي ها حرف اساسي را مي زنند و بعد از اين پروژه مي توان سراغ تحصن و اعتصاب رفت جماران جاي مناسبي براي اضافه شدن به جمعيت متحصنين نيست و ضمناً جايي نيست كه بتواند در زندگي مردم تهران اخلال ايجاد كند اينها ( حاكميت ) از همه كسانيكه در مقابل دنيايشان بايستند عبور مي كنند مگر اينكه از همين جمعيت هاي داخل خيابان بترسند آنها خودشان را در خطر مي بينند .

جواد امام : به هر طريق ممكن ولو بدون مجوز راهپيمايي از انقلاب تا آزادي را در روز چهار شنبه برگزار كنيم چون مانور قدرت خوب است

مهدي درويش : محمد رضا تاجيك گفته كه مي بايستي تمهيداتي جهت چند تجمع براي هفته آينده در نظر گرفت .

هدايت ا … آقايي : جلسه اي در مورخه 21/3/88 با حضور مسئولين مناطق تشكيل شد كه سر منشاء اين غائله و اغتشاشات در همين جلسه با حضور بيش از 20 نفر از جمله علي هاشمي ،خانيكي و خانم توحيد لو بود كه تصميم به برگزاري تجمع در شب شنبه مورخ 23/3/88 گرفته شد.

ابطحي : ما در جلسه مجمع روحانيون در خصوص آرا صحبت كرديم و پيشنهاد داريم بايد از طريق آقاي خاتمي به موسوي گفته شود تا تجمع را به صورت هدفمند انجام دهند .

موسوي خوئيني ها: به نظر من الان كه همه دارند به صحنه هاي خيابان نگاه مي كنند و همه دارند فكر مي كنند كه اين جريان چطور از تهران به جاهاي ديگر برود همه جا را در بربگيرد


1-4-8: تحريك مراجع تقليد به رويارويي با نظام اسلامي

از جمله اهداف فتنه‌گران براي مقابله با اساس نظام اسلامي، رويارو قرار دادن مراجع عظام تقليد - كه همواره مدافع اصل و اساس نظام و ولايت فقيه بوده‌اند - با نظام اسلامي بوده است. تلاش‌هاي فراوان حلقه‌هاي مرتبط با فتنه‌گران براي تحت تاثير قرار دادن مراجع از طريق اخبار و اطلاعات غلط ، البته با هوشياري و تيزبيني و بصيرت مراجع معظم تقليد در موارد متعددي ناكام ماند. اما سفرها و ديدارهاي فتنه‌گران با مراجع تقليد - كه هميشه درب بيوت‌شان بر روي همگان باز بوده - امري نيست كه در پرده‌‌اي از ابهام يا انكار قرار داشته باشد متن منتشر شده نيز حاكي از همين اهتمام بوده است.
البته خوب است كه سران فتنه در اين باره نيز موضعگيري كرده و توضيح دهند كه به چه مقاصدي چنين فتنه عميقي را پديد آوردند؟

محتشمي پور : تعدادي از آدم ها در قم در منازل مراجع بنشينند تا صداي آنها به مقامات برسد . اين فرهنگ تحصن بايد تا ابطال مطرح شود .

خاتمي : خوب است يك استفتايي از آقاي صافي يا وحيد بگيريم كه آيا كشتن افرادي كه راهپيمايي غير قانوني انجام مي دهند جايز است . آنها هم قاطع بگويند جايز نيست . اثر اين از هزار بيانيه بيشتر است . موسوي خوئيني ها : مي بايست يك تابلويي نشان داده شود كه متعرضان و مخالفان چه كساني هستند . جبهه مخالفان تمام سرمايه هاي ملي هستند . دو رئيس جمهور ، دو رئيس مجلس ، يك نخست وزير و اولين فرمانده سپاه ، اين يك اتفاق جديدي است و بايد فكر جديدي هم كرد . مهدي هاشمي : به موسوي پيغام مي دهد كه نظر مراجع در خصوص جايز نبودن تقلب در انتخابات را مطرح كند

موسوي خوئيني ها: قطعاً ما امروز از مراجع و علما بزرگوار انتظار داريم همواره پيشكسوت، پيشرو و جلودار باشند

محتشمي پور : تعدادي از آدم ها در قم در منازل مراجع بنشينند تا صداي آنها به مقامات برسد . اين فرهنگ تحصن بايد تا ابطال مطرح شود .

بهزاديان نژاد پس از ارائة پيشنهاد اقدامات مختلف محتشمي پور در اعتراض به نتايج انتخابات مي‌گويد : ما همة اينها ( طرح‌ها و اقدامات اعتراضي ) را مي‌توانيم سازماندهي كنيم به جز بحث تحصن در منازل علماء در استان‌هاي مختلف كه يك مقدار قابل تأمل است . شما ( محتشمي پور ) بايد با مهندس ( موسوي ) صحبت كنيد، من هم به آقاي امير ارجمند مي‌گويم ساز و كار اين موضوع را تهيه كند . البته دارند زحمتش را مي كشند . طرح اله اكبر را هم سازماندهي كنيد . فقط در رابطه با تحصن علماء با مهندس ( موسوي ) صحبت كنيد كه حتماً انشاءاله برگزار شود.


5-8: باوربه عدم تقلب از سوي فتنه‌گران

در جريان محاكمات عوامل جريان فتنه علنا روشن شد كه ادعاي "تقلب " به عنوان رمز عمليات فتنه گران عليه نظام اسلامي مطرح بوده و واقعيت بيروني نداشته است. شاهد اين جريان نيز چند نكته است. اول آنكه؛ كانديداهاي شكست خورده لجوج هيچگاه حاضر نشدند براي ادعاي خود حتي برگه سند كوچكي دست و پا كنند و براي بيان متناقض و تكراري يك عبارت - تقلب - هيچ تمهيدي براي اثبات آن دست و پا نكرده بودند.

دوم آنكه؛ عليرغم اصرار شوراي نگهبان قانون اساسي - كه مرجع نهايي قانوني اظهار نظر در مورد انتخابات است - بر حضور و ارائه اسناد، فتنه‌گران هيچگاه حاضر نشدند تا براي ادعاي خود در اين مرجع حضور يافته و بر ادعاي خود سند ارائه نمايند.

سوم آنكه؛ بازشماري اتفاقي آراء مردم در انتخابات رياست جمهوري سال 88 در حضور دوربين‌هاي صدا و سيما اثبات كرد كه انتخابات برگزار شده سالم‌ترين و كم نقص‌ترين انتخابات در سي ساله گذشته بوده و حتي موارد نقص جزيي - كه در همه انتخابات‌ها امري پذيرفته شده بوده و خللي به روند كلي انتخابات وارد نمي‌سازد- چيزي برآراء فتنه‌گران نمي‌افزوده و از آراء آنان نيزمي‌كاست.

چهارم آنكه؛ در بعد اجتماعي اگر ادعاي بدون سند فتنه‌گران واقعيت داشت، بدنه اجتماعي نيز آنان را همراهي مي‌كرد. در حاليكه پس از فرونشستن غبارها و عدم مقبوليت عمومي ادعاي "تقلب "، همان جمعيت مردمي نيز به فتنه‌گران پشت كرده و همچون همه ملت ايران در نفي فتنه‌انگيزي ها حماسه 9 دي را آفريدند.

در اين زمينه در متن منتشره آمده است:

هدايت ا … آقايي: تعدادي از دوستان ديگر در ستاد ائتلاف اصلاح طلبان در محل ستاد،آقاي تاج زاده با حالتي بهت زده و خاص حضور داشتند . از ايشان دو سؤال مطرح كردم : سؤال اول : اوضاع رأي آقاي موسوي مطرح است؟ ايشان گفتند : رأي آقاي موسوي خوب نيست و آقاي احمدي نژاد در دور اول پيروز انتخابات خواهد بود . سؤال دوم ): بنظر شما تقلب شده كه ايشان پاسخ دادند : من با همه استان ها جز استان اردبيل تماس گرفته ام،نتايج اعلام شده با نتايجي كه ما داشتيم هيچ تفاوتي نمي كند و تقلبي صورت نگرفته است .

رمضان زاده : بيانيه ( حزب مشاركت ) احساسي است و فاقد مستندات است ، و فقط در فضاي ذهني ناشي از قطعي تصور كردن پيروزي ناشي مي شود . مطابق آنچه وزير كشور گفته است ، آقاي مهندس موسوي در حدود 90 درصد صندوقها نماينده داشته اند ، اعتراض بايد مستند به گزارش اين مجموعه كه حدود 40 هزار نفر بوده اند باشد تا بتوان آن را در نظر گرفت به نظر من تاكنون مستندي مبني بر وجود تخلف تأثيرگذار در انتخابات ارائه نشده است و نمي توان با كليات نتيجه انتخابات را مخدوش كرد . اين بيانيه از منطق سياسي مستندي حكايت نمي كند وقابل قبول نيست.



1-5-8: برنامه‌ريزي براي نظرسازي و انتشار آن به عنوان نظرسنجي
در بخش‌هايي از متن منتشر شده در فضاي مجازي اتفاقا اثبات مي‌كند كه واژه "تقلب " ادعايي ساختگي و محملي براي اعمال فشار به نظام و در جهت پياده سازي مقاصد فتنه‌انگيزانه در مواجهه با نظام اسلامي بوده و حتي خود حاميان و سران فتنه نيز هيچگونه باوري نسبت به حقيقت اين رمز آشوب نداشتند. آنان حتي با جعل و خلق نظر سازي‌ها با نام مردم سعي داشته‌اند تا روحيه سران اصلي در مواجهه نظام را بالا ببرند. چنين افرادي به يقين مي‌دانستند كه "تقلب " خالي از واقعيت بوده و آنان باخته‌اند.
در متن منتشر شده از سوي سايت‌هاي وابسته به فتنه‌گران آمده است:

مهدي هاشمي : ( گفتگو با غالبي 12/2/88 ) در مورد صيانت از آرا برنامه خوبي تهيه كرده ام كه به شما مي دهم و مي گويم چه كساني را در استان ها بگذاريد و هر استان چه تعداد نيرو مي خواهد و چه به آنها بگوئيد و چگونه توجيه كنيد . يك دستورالعمل كتبي مي دهم و همه آدم هايش را معرفي مي كنم . همه چيز را براي صيانت از ارا آماده كرده و يك اتاق جنگ درست كرده ام .
ابطحي : براي باخت احتمالي برنامه ريزي كرده بودند كه از ماه ها قبل مسأله تقلب را مطرح كنند ستاد صيانت از آرا تشكيل دهند كه اگر رأي نياوردند از آنها استفاده كنند تا حداقل انتخابات را به مرحله دوم بكشانند .

مهدي هاشمي : … اين مطلب را كه حاج آقا ( هاشمي رفسنجاني ) به همه از جمله مرعشي گفته كه راي موسوي 55 درصد است ،من به حاج آقا گفته ام.

ابطحي : براي انتخابات دو سناريو را با هم پيش مي بردند يكي پيروزي در انتخابات كه عمدتا با نظر سنجي هاي مختلف كه مسئول اصلي آن مهدي هاشمي بود صورت مي گرفت تا مرتب به مردم القا كنند كه حتما موسوي برنده است براي اين سناريو نيروهاي ستاد توسط رسانه هايشان خود را آماده جشن بزرگ روز شنبه كرده بودند.

علي هاشمي : چون نتايج نظر سنجي ها به مهندس موسوي ارائه مي شود و در جهت گيري هاي وي موثر است، ما در يك نظر سنجي در شهر تهران 5 درصد به آراي ايشان اضافه كرده بوديم كه روحيه ايشان و ستادش خراب نشود .



6-8: مقابله با ساختارهاي اصلي نظام اسلامي

فتنه‌انگيزي براي اعتماد‌زدايي مردم از مسولين و ساختارهاي نظام اسلامي از جمله اهداف ديرينه دشمنان در تبليغات رسانه‌اي شان بوده است. مقابله با بسيج سپاه، شوراي نگهبان، دستگاه قضايي، مجلس، صدا و سيما و... در طول ساليان پس از انقلاب اسلامي هميشه مورد هدف دشمنان و ايادي فتنه‌گران در داخل بوده است. اين مقابله تا بدانجا رسيد كه در دوران اصلاحات عملا و علنا به خروج از حاكميت يا خروج بر حاكميت انجاميد. رسانه‌هاي تبليغاتي جريان فتنه‌گر نيز در دوران اصلاحات و نيز در جريان فتنه همين رويه را دنبال كرده‌اند. متن منتشر شده حاكي از آن است كه در اتاق فكرهاي فتنه روند مقابله با ساختارها، برنامه‌ريزي شده و توسط عمله‌هاي رسانه‌اي اين جريان به خورد مردم داده شده است. اين نه امري انكارشدني است و نه مي‌توان آنرا كوچك انگاشت. اندكي از اين متن عبارتست از:

تاج زاده : شوراي نگهبان ، شوراي قتلهاي زنجيره اي است نه شوراي نگهبان قانون اساسي . شوراي نگهبان كوچتر از آن است كه صلاحيت خاتمي را براي انتخابات رياست جمهوري دهم رد كند .

خاتمي: ما به هيچ وجه نمي توانيم اين انتخابات را بپذيريم ، مگر اينكه هيات تحقيق بي طرف باشد چون اگر مي خواستيم بپذيريم مي بايست بعد از صحبت هاي رهبري آنرا قبول مي كرديم، حالا كه اين ريسك را كرده ايم و تا اينجا آمده ايم، خودكشي است اگر آن را بپذيريم و نبايد بعد از اعلام شوراي نگهبان نتيجه را قبول كنيم .ما بايد بگوييم به اعتماد مردم لطمه خورده است و خود شوراي نگهبان مورد اعتماد نيست.

اين البته گزيده‌اي از نقش فرماندهان آشوب و فتنه سال 88 بود كه خود آن ‌را منتشر ساختند.مردم اما بيش اين مي‌دانند و منتظر روز عدالت براي محاكمه اين فرماندهان ايستاده‌اند.

+ نوشته شده توسط در چهارشنبه بیست و یکم مهر 1389 و ساعت 5:31 |
هر دم از این اتاقک بری می رسد

             

                 دلم می سوزد از اتاقکی که می سوزد

       

          برای تو ای اتاقک دلم خون است و بس ...

         فکر میکردیم اون روزها  دلها همه آیینه بود  و  بس....


+ نوشته شده توسط در چهارشنبه هفتم مهر 1389 و ساعت 4:52 |